يَنفَعَكَ ، هذا وَاللَّهِ يَومٌ كَثُرَ واتِرُهُ وقَلَّ ناصِرُهُ » ، جَعَلَنِيَ اللَّهُ مَعَكُما يَومَ جَمعِكُما ، وبَوَّأَني مُبَوَّأَكُما ، ولَعَنَ اللَّهُ قاتِلَكَ عُمَرَ بنَ سَعدِ بنِ عُروَةَ بنِ نُفَيلٍ الأَزدِيَّ ، وأصلاهُ جَحيماً وأعَدَّ لَهُ عَذاباً أليماً « 1 » .
سلام بر قاسم ، فرزند حسن بن على ؛ ضربت خورده بر سرش ، و زِرهش كَنْده شده ، هنگامى كه عمويش حسين را صدا زد ! پس عمويش ، خود را مانند بازى شكارى ، بر بالاى سرش رسانْد و او ، پاهايش را به خاك مىساييد ؛ و حسين عليه السلام مىفرمود : « [ از رحمت خدا ] دور باشند قاتلان تو ؛ كسانى كه روز قيامت ، دشمنشان ، جدّ تو و پدر تو هستند ! » .
سپس فرمود : « به خدا سوگند ، بر عمويت گران است كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد ، يا پاسخت را بدهد ، ولى تو كشته شده ، بر خاك افتاده باشى و سودى برايت نداشته باشد . به خدا سوگند ، امروز ، روزى است كه كُشندگان او ( عمويت ) ، فراوان و ياورانش ، اندك اند ! » .
دو نكته
1 . در كتاب الهداية الكبرى ، نوشته حسين بن حَمْدان خَصيبى ، « 2 » از امام زين العابدين عليه السلام در شرح وقايع شب عاشورا ، گزارش شده است :
يا عمّ ! وأنا أُقتل ؟ فأشفق عليه ، ثمّ قال عليه السلام : يابن أخي ! كيف الموت عندك ؟ قال : يا عمّ ! أحلى من العسل ! قال : إي واللَّه فذلك أحلى . . . « 3 » .
قاسم گفت : عموجان ! آيا من كشته مىشوم ؟ حسين عليه السلام با او مهربانى كرد و فرمود : « اى برادرزاده ! مرگ در نظرت چگونه است ؟ » . گفت : عموجان ! شيرينتر از عسل . فرمود : « آرى . به خدا سوگند ، شيرينتر است . . . » .
هامش
( 1 ) الإقبال : ج 3 ص 73 .
( 2 ) حسين بن حمدان خصيبى ، مشهور به غلوّ است . نجاشى در باره او مىگويد : « مذهب او فاسد است » ( رجال النجاشى : ج 1 ص 187 ) . ابن غضائرى نيز در باره او مىگويد : « دروغگو و مذهب او فاسد است . گوينده سخنِ نفرين شدهاى است و به وى اعتنا نمىشود » ( الرجال ، ابن الغضائرى : ص 54 ) .
( 3 ) الهداية الكبرى : ص 204 .