گفتنى است كه مشابه اين مطلب ، در كتاب مدينة المَعاجز ( ج 4 ص 215 ) نيز آمده كه ما به دليل معتبر نبودن منبع گزارش ، آن را در متن نياورديم . همچنين ، در باره عروسى قاسم ( ! ) و مصائب او ، مطالبى در روضة الشهدا ( ص 321 - 329 ) و المنتخب طُرَيحى ( ص 365 ) و برخى كتابهاى ديگر آمده است كه صحيح و قابل استناد نيستند . « 1 »
2 . آيا قاسم ، زيرِ دست و پاى اسبها مانده است ؟
در چگونگى به شهادت رسيدن قاسم ، آمده است :
قاسم ، پس از ضربت خوردن و فرو افتادن [ از اسب ] ، عمويش را صدا زد و حسين عليه السلام به سرعت ، خود را به او رسانْد و كشنده قاسم را با شمشير ، هدف قرار داد و دستش را قطع كرد . لشكر دشمن هم براى نجات آن فرد ، هجوم آوردند .
بر اساس كتب مقاتل كهن و مشهور ، در اين هجوم ، به شهادت رساننده قاسم ، زير دست و پاى لشكر قرار گرفت و هلاك شد ؛ امّا در برخى كتب متأخّر و به تبع آن ، در افواه ، مطرح شده كه قاسم ، زيرِ دست و پاى لشكريان ، كشته شد . به نظر مىرسد منشأ اين اشتباه ، بحار الأنوار باشد و پس از آن ، به كتابهايى چون : ناسخ التواريخ ، مخزن البكاء ، مهيّج الأحزان و أسرار الشهادات ، راه يافته است . در متن بحار الأنوار ، آمده است :
سپاه كوفه ، هجوم بردند تا عمرو ( كشنده قاسم ) را از دست حسين عليه السلام نجات دهند . پس اسبها با سينههايشان به سوى او تاختند و با سمهايشان ، او را زخمى و پايمال كردند و آن نوجوان ، كشته شد . هنگامى كه غبار جنگ ، فرو نشست ، ناگهان ديدند كه حسين عليه السلام بر سرِ آن جوان ، ايستاده و او در حال دست و پا زدن است « 2 » .
اينك به پانوشتى كه محقّق محترم بحار الأنوار ، براى جمله « حتّى مات الغلام ( تا آن كه آن جوان ، كشته شد ) » آورده ، بنگريد :
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 32 ( كتابشناسى تاريخ عاشورا / منابع غير قابل استناد ) .
( 2 ) بحار الأنوار : ج 45 ص 35 .