تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
ايراد كرد ، در پايان فرمود : فإِنّى لا أرى المَوتَ إلّا سَعادَةً ، ولا الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلّا بَرَماً . من ، مرگ را چيزى جز خوش‌بختى ، و زندگى با ستمگران را چيزى جز ملال نمىدانم . در اين هنگام ، نافِع ، پس از زُهَير بن قَين ، از جا برخاست و گفت : وَاللَّهِ ما كَرِهنا لِقاءَ رَبِّنا ، وإنّا عَلى نِيّاتِنا وبَصائِرِنا ، نُوالى مَن والاكَ ونُعادى مَن عاداكَ « 1 » . به خدا سوگند ، ما از ديدار پروردگارمان ، ناخشنود نيستيم ، و بر اساس نيّت‌ها و بصيرت‌هاى [ درست ] خود هستيم . با دوستِ تو ، دوست و با دشمن تو ، دشمنيم . نافِع بن هِلال ، تيراندازى ماهر بود و در روز عاشورا ، دوازده نفر از سپاه دشمن را هدف قرار داد و از پا در آورد و عدّه‌اى را نيز زخمى كرد و پس از تمام شدن تيرهايش ، با شمشير خود ، به صف دشمن زد . وى ، در نهايت ، آن قدر جنگيد تا هر دو بازويش شكست و به اسارت دشمن در آمد . وقتى او را نزد عمر بن سعد بردند ، در حالى كه خون بر محاسنش جارى بود ، با شهامتِ تمام ، خطاب به او گفت : به خدا سوگند ، من دوازده نفر از شما را كُشتم ، و اين ، جز آنهايى است كه زخمى كردم . خودم را براى تلاشى كه كرده‌ام ، سرزنش نمىكنم ، و اگر بازو و مُچى برايم مانده بود ، نمىتوانستيد مرا اسير كنيد . عمر بن سعد ، به شمر دستور داد تا او را بكُشد . نافِع ، در آخرين لحظات زندگى ، خطاب به شِمر گفت : به خدا سوگند ، بدان كه اگر تو در زمره مسلمانان بودى ، بر تو گران مىآمد كه با
هامش
( 1 ) الملهوف : ص 138 .