براى بيننده و لقمه [ ى آماده ] غاصب گشتهايد .
بىنَسَب فرزند بىنَسَب ، « 1 » مرا ميان دو چيز ، قرار داده است : شمشير و خوارى . خوارى ، از ما دور است و خداوند ، آن را براى ما نمىپذيرد ، و نيز پيامبرش و مؤمنان ، و دامنهايى پاك و پاكيزه ، و جانهايى غيرتمند و خوددار كه اطاعت از فرومايگان را بر مرگى كريمانه ، مقدّم نمىدارند .
بدانيد كه من با اين خانواده و با وجود كمىِ نفرات و نبودِ ياور ، به سوى جنگ مىروم » .
. . . سپس فرمود : « بدانيد كه - به خدا سوگند - ، پس از آن ، جز به مقدار سوار شدن بر اسبى درنگ نمىكنيد تا آنكه شما را به سان سنگ آسيا بچرخاند و چون محور آسيا بىقرار سازد ! عهدى است كه پدرم از جدّم براى من نقل كرده است : « شما با شريكانى كه قائليد ، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد ، و بىآن كه پردهپوشى كنيد ، كار مرا يكسره كنيد و به من مهلت ندهيد » « 2 » . « من بر خداوند ، پروردگار من و شما ، توكّل كردهام . هيچ جنبندهاى نيست ، مگر آن كه زمامِ اختيارش به دست اوست . بىگمان ، پروردگار من ، بر راهى راست است » « 3 » .
خدايا ! باران آسمان را از ايشان ، باز دار و سالهاى [ قحطى ] مانند سالهاى يوسف عليه السلام را براى آنان پيشآور و غلام ثقيف را بر آنان ، مسلّط ساز ، تا جرعههاى مرگ را بر آنان بچشانَد ، كه آنان ، مرا تكذيب كردند و وا نهادند . تويى پروردگار ما ، و تنها بر تو توكّل مىكنيم و به سوى تو باز مىآييم ، و بازگشت آخرين به سوى توست » . « 4 »
هامش
( 1 ) منظور ، عبيد اللَّه بن زياد است كه معاويه ، بر خلاف شريعت اسلام ، پدر او ( زياد ) را كه پدرش معلوم نبود ، برادر خود و فرزند ابوسفيان خواند .
( 2 ) سوره يونس : آيه 71 .
( 3 ) سوره هود : آيه 56 .
( 4 ) رَكِبَ أصحابُ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ، فَبَعَثَ الحُسَينُ عليه السلام بُرَيرَ بنَ حُصَينٍ ، فَوَعَظَهُم فَلَم يَسمَعوا ، وذَكَّرَهُم فَلَم -