تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
« اى مردم ! پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : " هر كه حاكم ستمگرى را ببيند كه محرّمات خدا را حلال مىشمارد و پيمان خدا را مىشكند و بر خلاف سنّت پيامبر خدا مىرود و ميان بندگان خدا ، با گناه و ستم ، عمل مىكند ، ولى با كردار و يا گفتار ، بر او نشورد ، بر خدا فرض است كه [ در قيامت ] او را به جايگاه همان ستمگر ببرد " . بدانيد كه اينان ، به اطاعت شيطان در آمده‌اند و اطاعت خدا را رها كرده‌اند . تباهى آورده‌اند و حدود را معطّل نهاده‌اند و ثروت‌ها را به خويش اختصاص داده‌اند . حرام خدا را حلال دانسته و حلال خدا را حرام شمرده‌اند ، و من ، شايسته‌ترين فرد هستم براى اين كه اين چيزها را تغيير دهد . نامه‌هاى شما به من رسيد و فرستادگانتان با بيعت شما ، نزد من آمدند كه : مرا تسليم نمىكنيد و از يارىام باز نمىمانيد . اگر به بيعت خويش عمل كنيد ، رشد مىيابيد . من ، حسين پسر على و پسر فاطمه دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله هستم . جانم با جان‌هاى شماست و كسانم با كسانِ شمايند و من ، مقتداى شمايم . اگر به عهد خود رفتار نكنيد و پيمان خويش را بشكنيد و بيعت مرا از گردن خويش برداريد ، به جان خودم سوگند كه اين از شما تازه نيست ، كه با پدرم ، برادرم و عموزاده‌ام نيز چنين كرديد . فريب‌خورده ، كسى است كه فريب شما را بخورد . اقبال خويش را گم كرده‌ايد و نصيب خويش را به تباهى داده‌ايد . هر كه پيمان بشكند ، به ضرر خويش مىشكند . زود است كه خدا ، مرا از شما بىنياز گرداند . درود و رحمت و بركات خداوند ، بر شما باد ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) إنَّ الحُسَينَ عليه السلام خَطَبَ أصحابَهُ وأصحابَ الحُرِّ بِالبَيضَةِ ، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى عَلَيهِ ، ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ! إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله قالَ : « مَن رَأى سُلطاناً جائِراً ، مُستَحِلّاً لِحُرَم اللَّهِ ، ناكِثاً لِعَهدِ اللَّهِ ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسولِ اللَّهِ ، يَعمَلُ في عِبادِ اللَّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ ، فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ ، كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ » . ألا وإنَّ هؤُلاءِ قَد لَزِموا طاعَةَ الشَّيطانِ ، وتَرَكوا طاعَةَ الرَّحمنِ ، وأظهَرُوا الفَسادَ ، وعَطَّلُوا الحُدودَ ، وَاستَأثَروا بِالفَيءِ ، وأحَلّوا حَرامَ اللَّهِ ، وحَرَّموا حَلالَهُ ، وأنا أحَقُّ مَن غَيَّرَ . قَد أتَتني كُتُبُكُم ، وقَدِمَت عَلَيَّ رُسُلُكُم بِبَيعَتِكُم ؛ أنَّكُم لا تُسلِمونّي ولا تَخذُلونّي ، فَإِن تَمَّمتُم عَلى بَيعَتِكُم تُصيبوا رُشدَكُم ، فَأَنَا الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ ، وَابنُ فاطِمَةَ بِنتِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ، نَفسي مَعَ أنفُسِكُم ، وأهلي مَعَ أهليكُم ، فَلَكُم فِيَّ اسوَةٌ ، وإن لَم تَفعَلوا ونَقَضتُم عَهدَكُم ، وخَلَعتُم بَيعَتي مِن أعناقِكُم ، فَلَعَمري ما هِيَ لَكُم بِنُكرٍ ، لَقَد فَعَلتُموها بِأَبي وأخي وَابنِ عمّي مُسلِمٍ ، وَالمَغرورُ مَنِ اغتَرَّ بِكُم ، فَحَظَّكُم أخطَأتُم ، ونَصيبَكُم ضَيَّعتُم ، ومَن نَكَثَ فَإِنّما يَنكُثُ عَلى نَفسِهِ ، وسَيُغنِي اللَّهُ عَنكُم ، وَالسَّلامُ عَلَيكُم ورَحمَةُ اللَّهِ وبَرَكاتُهُ 254 ( تاريخ الطبرى : ج 5 ص 403 ، الكامل فى التاريخ : ج 2 ص 552 ) .