تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

6 / 3 ابو سعيد خُدْرى « 1 »

197 . الطبقات الكبرى ( الطبقة الخامسة من الصحابة ) - به نقل از ابو سعيد خُدرى - : حسين عليه السلام در رفتن ، بر من چيره شد . در آن حال به وى گفتم : از خدا پروا كن و در خانه‌ات بنشين . « 2 »

6 / 4 ابو واقد ليثى « 3 »

198 . الطبقات الكبرى ( الطبقة الخامسة من الصحابة ) - به نقل از ابو واقد ليثى - : خبرِ بيرون رفتن حسين عليه السلام به من رسيد . در [ منزلگاه ] مَلَل « 4 » به او رسيدم . او را به خدا سوگند دادم كه بيرون نرود و قيام نكند ؛ زيرا او در جايى كه نبايد ، قيام مىكرد و خود را به كشتن مىداد . او فرمود : « باز نمىگردم » . « 5 »
هامش
( 1 ) ابو سعيد انصارى خُدرى - كه نامش سعد بن مالك بن سِنان است و به كنيه‌اش مشهور شده است - ، صحابى و از چهره‌هاى سرشناس انصار است . او در جنگ‌هاى بسيارى با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حضور داشت و پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نيز همراهى امير مؤمنان را رها نكرد . وى ، محدّثى بزرگ است و امام صادق عليه السلام از او با بزرگى و تكريم ، ياد كرده است ؛ زيرا از راه حق ، انحراف پيدا نكرد . او در سال 74 هجرى در گذشت . ( 2 ) غَلَبَنِي الحُسَينُ عليه السلام عَلَى الخُروجِ ، وقَد قُلتُ لَهُ : اتَّقِ اللَّهَ في نَفسِكَ ، وَالزَم بَيتَكَ 198 ( الطبقات الكبرى / الطبقة الخامسة من الصحابة : ج 1 ص 445 ، تهذيب الكمال : ج 6 ص 417 ) . ( 3 ) ابو واقد ليثى - كه ظاهراً همان حارث بن عوف بن اسَيد است كه با كنيه مشهور شده است - ، صحابى است و برخى گفته‌اند : در سال دوم هجرى به دنيا آمد . در برخى از جنگ‌هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حضور داشت و همراه امام على عليه السلام نيز در جنگ صفّين شركت كرد . معاويه سوگند ياد كرد كه در گوش‌هايش ، سرب گداخته بريزد . گفته‌اند : وى ، يك سال در مكّه مجاور شد و همان جا در گذشت و در قبرستان مهاجران در فخ ، به خاك سپرده شد . نيز گفته‌اند : در سال 65 يا 68 در مدينه در گذشت . با اين كنيه ، مرد ديگرى به نام صالح بن محمّد بن زائده نيز هست كه در سال 145 هجرى از دنيا رفت و به كنيه ابو واقد ليثى صغير ، مشهور است و او غير از اين فردِ مورد نظر ماست . ( 4 ) ر . ك : نقشه شماره 3 در پايان كتاب . ( 5 ) بَلَغَني خُروجُ حُسَينٍ عليه السلام فَأَدرَكتُهُ بِمَلَلٍ ، فَناشَدتُهُ اللَّهَ ألّا يَخرُجَ ، فَإِنَّهُ يَخرُجُ في غَيرِ وَجهِ خُروجٍ ، وإنَّما يَقتُلُ نَفسَهُ . فَقالَ : لا أرجِعُ 199 ( الطبقات الكبرى / الطبقة الخامسة من الصحابة : ج 1 ص 445 ، تهذيب الكمال : ج 6 ص 417 ) .