تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
حسين عليه السلام فرمود : « البتّه - به خدا سوگند - من كشته مىشوم . اگر به سوى عراق هم نروم ، باز هم مرا مىكشند » . « 1 »

6 / 7 طِرِمّاح بن عَدى « 2 »

201 . تاريخ الطبرى - به نقل از جميل بن مَرثَد ( از بنى مَعْن ) ، در باره طِرِمّاح بن عَدى - : طِرِمّاح به حسين عليه السلام نزديك شد و به ايشان گفت : به خدا سوگند ، مىنگرم ؛ ولى كسى را همراه تو نمىبينم و اگر جز اينان كه همراه تو مىبينم ، كسى با تو نجنگد ، بسنده است . يك روز پيش از بيرون رفتن از كوفه و آمدن نزد تو ، در آن سوى كوفه ، جمعيّتى را ديدم كه تا آن روز ، يك‌جا چنين جمعيّتى را نديده بودم . پس در باره آنان پرسيدم . گفته شد : گرد هم آمده‌اند تا روىگردان شوند [ و بيعت بشكنند ] و پس از آن در پى حسين ، ره‌سپار شوند . به خدا سوگند كه اگر مىتوانى به اندازه يك وجب به سوى آنان پيش نيايى ، اين كار را انجام بده . پس اگر مىخواهى به سرزمينى به روى كه خداوند ، تو را از آنان باز دارد تا
هامش
( 1 ) إنَّهُ عليه السلام لَمّا أرادَ العِراقَ قالَت لَهُ امُّ سَلَمَةَ : لا تَخرُج إلَى العِراقِ ، فَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله يَقولُ : « يُقتَلُ ابنِيَ الحُسَينُ بِأَرضِ العِراقِ » ، وعِندي تُربَةٌ دَفَعَها إلَيَّ في قارورَةٍ . فَقالَ عليه السلام : إنّي وَاللَّهِ مَقتولٌ كَذلِكَ ، وإن لَم أخرُج إلَى العِراقِ يَقتُلوني أيضاً 202 ( الخرائج والجرائح : ج 1 ص 253 ، بحار الأنوار : ج 45 ص 89 ح 27 ) . ( 2 ) طِرِمّاح بن عَدىّ بن عبد اللَّه خيبرى طايى ، شاعر و از ياران امير مؤمنان عليه السلام و فرستاده ايشان به نزد معاويه بود . طِرِمّاح و گروهى از كوفيان از قبيله مَذحِج ، براى يارى امام حسين عليه السلام حركت و با امام عليه السلام و يارانش در منزل عُذَيب ، ملاقات كردند . او راه كوفه را به آنان نشان داد . وى از امام عليه السلام اجازه گرفت تا براى خانواده‌اش خرجى ببرد و سپس برگردد و وقتى باز گشت ، در راه ، خبر شهادت امام عليه السلام به وى رسيد .