بىترديد ، فضاى عمومى هوادارى از امام حسين عليه السلام ، فضايى كاذب بود ؛ امّا مسلم ، مأموريت داشت با بهرهگيرى از اين فضا ، براى امام عليه السلام از مردم ، بيعت بگيرد و زمينه را براى قيام بر ضدّ حكومت يزيد ، آماده كند . او اين مأموريت را به خوبى انجام داد و در مدّتى كوتاه ، انبوهى از مردم كوفه ، رسماً با او بيعت كردند .
البته مسلم مىدانست كه اين حركت ، در صورتى به موفّقيت نهايى نزديك خواهد شد كه رهبر نهضت ، يعنى امام حسين عليه السلام ، هر چه زودتر ، خود را به كوفه برساند و در صورت تأخير ، چه بسا اقدامات متقابل امَويان ، فضاى موجود را دگرگون كند . لذا كتباً از امام عليه السلام درخواست كرد كه در آمدن به كوفه ، تعجيل كند و بر عكس ، يزيد و عوامل او ، تلاش مىكردند تا امام عليه السلام به كوفه نزديك نشود .
با عنايت به آنچه گذشت ، نه تنها مسلم در انجام دادن مأموريت خود ، كوتاهى نداشت ؛ بلكه وظيفه خود را به خوبى انجام داد ، امّا به عللى تلاشهاى او با شكستْ مواجه شد .
علل و عوامل به شكست انجاميدن تلاشهاى مسلم را در بحث ارزيابى سفر امام حسين عليه السلام به كوفه ، توضيح خواهيم داد . « 1 »
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 79 ( بخش يكم / فصل سوم : ارزيابى سفر امام حسين عليه السلام به عراق و نهضت كوفه ) .