3 . گزارشى كه به طور مطلق ، پذيرش امان به وسيله مسلم عليه السلام را تأييد كرده است . « 1 »
با تأمّل در گزارشهاى ياد شده ، مىتوان در يافت كه گزارش سوم ، بى ترديد ، نادرست است ؛ زيرا مشخّص است كه پيشنهاد امان دادن به رهبر قيامى كه زمينه را براى نهضتى بزرگتر آماده مىكند ، آن هم از سوى فاسق و فاجرى مانند ابن زياد ، دام و فريبى بيش نيست . چگونه مىتوان پذيرفت كه مسلم عليه السلام ، متوجّه چنين نكتهاى نبوده و بدون چون و چرا ، امان ابن زياد را پذيرفته و خود را تسليم نموده است ؟ !
در مورد گزارش دوم نيز به نظر مىرسد كه گزارشگر ، تسليم شدن مسلم عليه السلام را پس از اين كه جراحات بسيارى برداشته و ديگر توان جنگيدن نداشته ، « پذيرفتن امان » تصوّر كرده است .
بر اين اساس ، گزارش نخست - كه بسيارى از منابع ، آن را نقل كردهاند و متن آن با روح بلند و عزم استوار و شهامت و شجاعت ياران سيّد الشهدا عليه السلام سازگارى دارد - ، نزديك به واقع است كه : مسلم عليه السلام ، هيچ گاه پيشنهاد امان را نپذيرفت و تا آخرين رمق جنگيد و هنگامى كه ديگر توان دفاع نداشت ، دستگير شد .
هامش
( 1 ) ر . ك : مروج الذهب : ج 3 ص 68 و تاريخ الطبرى : ج 5 ص 350 .