79 . الملهوف : وليد ، مروان بن حكم را نزد خود ، فرا خواند و در باره حسين عليه السلام از وى مشورت خواست . مروان گفت : او نمىپذيرد و اگر جاى تو بودم ، او را گردن مىزدم .
وليد گفت : كاش به دنيا نيامده بودم ! آن گاه به دنبال حسين عليه السلام فرستاد . « 1 »
1 / 4 فرا خوانده شدن امام عليه السلام از سوى وليد براى بيعت كردن
80 . تاريخ الطبرى - به نقل از ابو مخنف ، در باره فرا خوانده شدن امام حسين عليه السلام و عبد اللَّه بن زبير از سوى وليد - : وليد ، عبد اللَّه بن عمرو بن عثمان را - كه جوانى كم سن و سال بود - به سوى آن دو فرستاد تا آنان را دعوت كند .
عبد اللَّه ، آن دو را ديد كه در مسجد نشستهاند . نزد آنان آمد - در زمانى كه وليد ، جلوس عمومى نداشت و در آن وقت ، آن دو نيز نزد وليد نمىرفتند - و گفت : امير ، شما را دعوت كرده است . او را پاسخ گوييد .
آن دو به عبد اللَّه گفتند : باز گرد . هماينك مىآييم .
آن گاه عبد اللَّه بن زبير به حسين عليه السلام رو كرد و گفت : گمان مىكنى چرا در اين وقت كه جلوس عمومى ندارد ، ما را فرا خوانده است ؟
حسين عليه السلام فرمود : « گمان مىكنم طاغوتِ آنان ( معاويه ) از دنيا رفته و دنبال ما
هامش
( 1 )
أحضَرَ الوَليدُ مَروانَ بنَ الحَكَمِ وَاستَشارَهُ في أمرِ الحُسَينِ عليه السلام . فَقالَ : إنَّهُ لا يَقبَلُ ، ولَو كُنتُ مَكانَكَ لَضَرَبتُ عُنُقَهُ . فَقالَ الوَليدُ : لَيتَني لَم أكُ شَيئاً مَذكوراً . ثُمَّ بَعَثَ إلَى الحُسَينِ عليه السلام 80
( الملهوف : ص 97 ، مثير الأحزان : ص 23 ) .