تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
امامت و خلافت نبوده ، بلكه دعوا بر سر قاتلان عثمان و تحويل آنان به معاويه بوده است . همچنين برخى عقايد شيعه را نقد كرده و به زعم خود مستنداتى از كتب شيعه در رد امامت امامان شيعه ، اثبات محبت آنان به ابوبكر و عمر و انكار علم غيب ائمه ( عليهم السلام ) آورده است . اما با تحريف احاديث شيعه ، روايات را تقطيع كرده و فقط بخشى از احاديث را براى بهره‌بردارى خويش آورده است و نيز با تكرار ادعاهاى احمد امين مصرى ، نسبت‌هاى ناروايى به شيعه داده و شيعيان را فرزندان شكست‌خوردگان يهود حجاز ، نصاراى تبوك ، ايرانيان قادسيه و پيامبران دروغين ناميده است كه در پوشش پيروى از امام على ( ع ) و دوستى اهل‌بيت ( عليهم السلام ) به دنبال مقاصد پنهان خود بودند و درپى نابودى اسلام هستند . « 1 » وى در ادامه همانند بسيارى ديگر ، عبدالله بن سبا را بنيان‌گذار تشيع معرفى مىكند و با اينكه تذكر مىدهد ، برخى معاصران از جمله شيعيان وجود چنين فردى را منكرند ، ادعا مىكند كه براهين قاطعى بر وجود ابن‌سبا دلالت دارند ، ولى براى اثبات مدعايش همان دلايلى را مىآورد كه آغاز نزاع است و برخى مستشرقان و محققان شيعه درصدد رد آنها برآمده‌اند . « 2 » احسان الهى ظهير ، دو كتاب ديگرش ، « الشيعة والتشيع » و « بين الشيعة و اهل السنه » را در خلال نگارش كتاب الاسماعيليه ، تدوين كرده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . الاسماعيليه ، احسان الهى ظهير ، صص 29 - 36 . ( 2 ) . همان ، ص 37 . ( 3 ) . همان ، ص 16 .