وى چند كتاب در رد شيعه دارد :
- الاسماعيليه ؛
- الشيعة و التشيع ، فرق و تاريخ ؛
- الشيعة و اهل البيت ؛
- الرد الكافى على مغالطات الدكتور على عبدالواحد وافى فى كتابه بين الشيعة و السنه ؛ اين كتاب را در نقد ديدگاههاى « على بن عبدالواحد وافى » مصرى سنى مذهب نوشته كه او در كتاب خود مقابلهاى منصفانه با تشيع داشته است . ولى احسان ظهير ، وى را نادان و جاهل به عقايد و آثار شيعه شمرده است و او را سرزنش و نصيحت مىكند و به شيعيان ، به ويژه جمهورى اسلامى تهمتهاى ناروا مىزند . يكى از علماى شيعه در پاسخ آن كتاب « الشيعة والسنة فى الميزان » را نوشته است . « 1 »
- الشيعة والقرآن ؛
- موقف الخمينى من اهل السنه .
گويا « الاسماعيليه » نخستين كتاب اوست . او با اينكه اين كتاب را در نقد اسماعيليان نوشته است ، اما مباحثى را مطرح كرده كه به اسماعيليه اختصاص ندارد ، بلكه همه شيعه را نقد كرده است ؛ مثلًا درباره پيدايش تشيع ، زمان آن را پس از مرگ عثمان و در زمان درگيرى بين اميرمؤمنان على ( ع ) و معاويه دانسته است و به همين بهانه به تحليل نزاع معاويه با امام پرداخته و نتيجه گرفته است كه اختلاف آنان عقيدتى يا بر سر
هامش
( 1 ) . الشيعة و اهل البيت ، ص 6 .