حضرت نشانه ايمان و بغضش دليل نفاق نيست ، بلكه وارونه خواهد بود .
ما چارهاى نخواهيم داشت جز اينكه درنهايت به سخن خود رسول خدا ( ص ) بازگرديم . ما ايمان داريم كه فرموده آن جناب راست و صدق محض است و در همين ديدگاهها ، صدق آن به وضوح مشاهده مىشود . اگر ابنحجر و ذهبى و دهها تن مانند آن دو ، نفاقى در دل نداشتند ، هرگز چنين سخنان اهانتآميزى عليه پيامبر ( ص ) و على ( ع ) بيان نمىكرده و شيعيان آلمحمد ( ص ) را بدون منطق و برهان علمى تخطئه و تكذيب نمىكردند .
وهابيت نيز تداوم همان تفكر ضدعلوى و ضدشيعى سدههاى پيشين است كه در قالبهاى جديد و با شعار توحيد و احياى دين بروز يافته و مخالفت با افكار شيعه و فضايل و مناقب اهلبيت رسول خدا ( ص ) را اساسىترين هدفش ساخته است . از عرصههاى مهمى كه براى اين تفكر به شدت چالشبرانگيز مىباشد ، حوزه تاريخنگارى و گزارشهاى تاريخى است كه در گذشته متعصبان سنى چندان به آن توجه و در آن كنكاش نكردهاند . ولى امروزه برخى دانشمندان اين جريان با مطالعات گسترده و در حركتى منسجم و حسابشده ، به اين وادى قدم نهاده و البته با همان روشهاى غيرعلمى و غيرمنطقى پيشينيانشان ، همه اخبار شيعه را نقد و رد كردهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . سوگمندانه بايد گفت كه وهابيت با برنامهريزى مغرضانه و با هدف حذف فضايل و مناقب اهلبيت ( عليهم السلام ) و در رأس همه ، اميرمؤمنان على ( ع ) از بين بردن نقش اثرگذار آن حضرت در تاريخ اسلام ، به چنين پژوهشهاى ضدشيعى دست زدهاند و با اين زمينهسازى ، اكنون شاهد بهرهبردارى آنانيم . آنگونه كه در رسانهها منتشر شد ، وهابيان سالها مشغول تحريفهاى گسترده در منابع اسلامى بودند و هماكنون نيز به همين روش ادامه مىدهند و هرجا سخنى از امام على ( ع ) باشد ، حذف و اخبار ساختگى را جايگزين مىكنند تا نقش آن بزرگوار را در تاريخ اسلام به حداقل برسانند . آنان اجازه ورود هر كتابى را حتى اگر چاپ ديگر كشورهاى سنى باشد ، نمىدهند و هرچه در بازار است ، گرد مىآورند و چاپ تحريفشده را جايگزين مىنمايند . تفسير طبرى يكى از اين نمونههاست .