كنارهء دريا را انتخاب نمود .
چنين اقدامى از هوشمندى و عكسالعمل بهموقع ابوسفيان و تسلّط او بر راههاى حجاز حكايتى آشكار دارد . به زعم نگارنده چنين كارى به انگيزهء نجات كاروان ، نمىتواند با توجّه به ذهنيّت مادّى حاكم بر اذهان قريشيان ، مورد انتقاد تاريخى قرار گيرد .
حال برگرديم به اسنادى كه ما را از وضعيّت نيروهاى بتپرستان در طول راه مكه - بدر آگاه مىسازد .
واقدى مىگويد :
سند شمارهء 3 :
« و كان الفُرات بن حَيّان العِجْلي أرسلته قريش حين فَصلت من مكّة إلى أبي سُفيان بن حرب يُخبره بمسيرها و فصولها ، و ما قد حشدت . فحالف أبا سفيان ، و ذلك أنّ أباسفيان لصق بالبحر ، و لزم الفرات بن حيان المحجة . . . و أقبلت قريش من مكّة ينزلون كلّ مَنْهَل يُطعمون الطعامَ مَن أتاهم ، و ينحرون الجُزوُر . . . فمضيا . ثمّ انتهوا إلى الجُحْفة عِشاءً » . « 1 » « . . . قريش چون از مكّه بيرون آمدند ، فرات بن حيان عجلى را پيش ابوسفيان فرستادند تا خبرِ بيرون آمدن و مسير ايشان را به اطّلاع او برساند و بگويد كه چه چيزهايى فراهم ساختهاند . اتفاقاً فرات ، به راهى رفت كه غير از راه ابوسفيان بود . ابوسفيان خود را به كنار دريا رسانده بود و فرات از شاهراه معمولى رفته بود . . . »
« قريش از مكّه پيش مىآمد و پس از فرود در هر منزل ، هر كس را كه پيش ايشان مىآمد ، اطعام مىكردند و برايشان شتر مىكشتند . . . همچنان رفتند تا شبانگاه به جحفه رسيدند . . . »
از آنجا كه خروج بتپرستان از مكّه ، پس از آگاهى از هشدار ابوسفيان بوده ، طبيعى است كه ابوسفيان نيز خبر كاروان را كه به خيال او از يك خطر جدّى رهانيده شد و
هامش
( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، صص 42 و 44 و ترجمهء پارسى ، ج 1 ، ص 31