توسّط حُيَىّ بن اخْطَبْ صورت پذيرفت كه منجر به پارهكردن پيمان مدينه توسّط سران يهودى بنىقريظه شد .
در اين حال مسلمانان چه زجرها ، شكنجهها و مصائبى را در برابر هجوم بتپرستان و يهوديان متحمّل شدند ! عاقبت ، آن همه تدارك نظامى بتپرستان و سرمايهء پرداختشده توسّط يهوديان بنىنضير و بنىقينقاع و خيبر بىنتيجه ماند .
يهوديان مدينه كه از يكسو پيمان را باطل كرده و از سوى ديگر بر خلاف پيمان ، عليه مسلمانان با بتپرستان همپيمان شده بودند و مىخواستند از درون مدينه ، جامعهء نوپاى مؤمنان را بپاشند ، راهى جز اعلام جنگ عليه مسلمانان نداشتند .
5 - 2 / پ : مرحلهء پنجم : بزرگترين طايفهء يهود مدينه به مسلمانان اعلام جنگ داد
مسلمانان در قبال چنين وضعى چه مىتوانستند بكنند ؛ جز اينكه بنىقريظه را محاصره كنند و چه اعتمادى به ادامهء زندگى با يهوديان مدينه داشتند ؟ مسلمانان در واقع ، خود سازندهء وضعى بودند كه باعث شد اهل كتاب به جاى ملايمت و ملاطفت و وحدت ، راه عناد و دشمنى را انتخاب كنند و يهود شبهجزيرةالعرب را در همان موضعى قرار دادند كه بتپرستان مكّه در برابر آنان اتّخاذ كردند . طبيعى است كه روند چنين وقايعى ، مدينه را به سوى دفاع و طوايف عرب را به سوى تهاجم و تجاوز سوق دهد .
البتّه بنىقريظه نيز نتوانستند كارى از پيش برند و به جرم خيانتها و جنايتهايشان ، با آغوش باز مرگ را پذيرا شدند . ولى يهود شبهجزيرهء عرب ، كار را خاتمهيافته نديد و راهى جز اميدبستن به قيام و هجوم يهوديان خيبر و همراه كردن همهء طوايف همپيمان با آنها نداشتند .
6 - 2 / پ : مرحلهء ششم : خيبر در آستانهء هجوم به مدينه
مرورى گذرا بر آنچه در پنج مرحلهء گذشته ذكر نموديم ، پژوهندگان را متقاعد مىكند كه بزرگترين استحكامات يهودى در شبهجزيرةالعرب نمىتوانست تحت تأثير شرايط عمومى يهوديان در مدينه قرار نگيرد و نسبت به شكستهاى سياسى ، فرهنگى و