تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« پيامبر كنار كعبه نماز مىگزارد . عقبة بن ابىمعيط آمد و رداى او را دور گردنش حلقه كرد و به قصد خفه‌كردنِ حضرت ، آن را فشرد . ابوبكر پيش آمد و شانه‌هاى عقبه را گرفت و او را از رسول خدا جدا كرد و گفت : « آيا مردى را مىكشيد به جرم اين‌كه مىگويد : خداى پروردگار من است و حال آن‌كه آيات و معجزاتى از پروردگارتان براى شما آورده است . » « 1 » گفتهء ابوبكر ، قسمتى از آيهء 28 سورهء غافر است كه :
أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ
. « 2 » طبق اين مدارك تاريخى ، شديدترين زجرى كه پيامبر از بت‌پرستان مكّه ديده است ، عملى بوده كه عقبة بن ابىمعيط ، مرتكب آن شده است . سند 9 : نفرت ذاتى و شدّت غضب عقبه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله ، در اشعارى كه در مذمّت پيامبر و به تمسخر كشيدن ايشان سروده است ، جلوه‌گرى مىنمايد . بيهقى به استناد واقدى مىنويسد : « هنگامى كه پيامبر به مدينه هجرت فرمود ، عقبة بن ابىمعيط كه در مكّه بود ، دو بيت شعر در هجاء پيامبر سرود كه وقتى پيامبر آن را شنيد ، عقبه را نفرين نمود . » « 3 » سند 10 : نويرى در شمردن نام كسانى كه دشمنى عميق خود را با پيامبر خدا آشكار ساختند ، مىنويسد : « كسانى كه در دشمنى رسول خدا از همه جلوتر بودند ، ابوجهل ، ابولهب و عقبة
هامش
( 1 ) . « دلائل‌النّبوّه » ، ج 2 ، ص 41 . نيز نك : « صحيح بخارى » ، كتاب التّفسير ، ذيل آيهء 40 از سورهء مؤمن و نيز : « فتح البارى ، شرح صحيح البخارى ، ج 8 ، ص 53 ، چاپ دارالفكر . ( 2 ) . « آيا مردى را مىكشيد ، ( به جرم » اين‌كه مىگويد پروردگار من اللَّه است ؟ حال آن كه او از جانب پروردگارتان ، براى شما دلايل روشن آورده است . » غافر : 28 ؛ در خصوص اين آيه ، نك : قرطبى ، « الجامع لأحكام القرآن » ، ج 15 ، ص 307 ( 3 ) . « دلائل‌النّبوّه » ، ج 2 ، ص 262
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 127 | محمد باقر النجفي