خلافت شام ، آزاد و از حجاز تبعيد شدند . آنان در بين راه به مسلم بن عقبة ملحق شدند و او را در اجراى نقشهء حمله و تصرّف مدينه يارى دادند .
در اين طرح نظامى ، لشكريان شام مصمّم شدند كه از سمت شرق مدينه - كه حرّهء واقم ناميده مىشد - به شهر حمله كنند . « حرّهء واقم » منطقهاى مشتمل بر زمين مسطّحى پوشيده از سنگهاى سياه بود ؛ كه به لحاظ گرم و غيرمزروعىبودن ، آن را حرّه مىگفتند و بدان جهت كه محلّ سكونت « واقم » يكى از عمالقهء عهد باستان بود ، به « حرّهء واقم » شهرت يافته بود . « 1 » در اين منطقه بين شاميان و مدنىها كه غالباً فرزندان صحابه از انصار و مهاجر بودند ، جنگى به وقوع پيوست كه منجر به شكست فرزندان صحابه و موفّقيّت « مسلم بن عقبه » شد . « 2 » متعاقب اين شكست ، شهر مدينه به تصرّف لشگريان مسلم درآمد و كشتند و سوختند و هتك حرمتها كردند . به گفتهء بلاذزى و واقدى :
« أباح مسلم المدينة ثلاثة أيّام يقتلون و يأخذون المتاع و يعبعون بالإماء و يفعلون ما لا يحبّه اللَّه » . « 3 » يعقوبى مىنويسد :
« كمتر كسى باقى ماند كه كشته نشد و حرم پيامبر خدا را مباح گذاشت تا آنكه دوشيزگان فرزند آوردند و شناخته نبود چه كسى آنها را باردار كرده است » . مسعودى مىنويسد :
« هفتاد و چند نفر از ساير قريشيان و معادل آنها از انصار و چهارهزار كس از مردم ديگر كه شمار شد - بجز آنها كه شناخته نشده بودند - به قتل رسيدند » .
هامش
( 1 ) . ياقوت حموى ، « معجمالبلدان » ج 2 ، ص 249
( 2 ) . سبط ابنجوزى ، « تذكرةالخواص » به نقل از مداينى .
( 3 ) . « مسلم مدت سه روز مدينه را غارت كرد و يارانش به قتل مردم و چپاول كالاى آنان و آزار و اذيت كنيزان و زنان و كارهاى خداناپسند دست زدند . »