وى نه تنها از صحابهء شريف و والامقام پيامبر بود ؛ بل در دوران جاهليّت ، حكيم و عارف فرزانهاىبهشمار مىآمد . « 1 » چنينزمينهاى او را پساز مسلمانى وآشنايى با معنويّت اسلامى ، از خود بيرون نهاد و ترك همهء لذائذ دنيوى و انزوا و سجده را پيشه نمود .
پيامبر اين رهبانيّت را رد كرد و « عثمان بن مظعون » را به ازدواج تشويق نمود و به رعايت اعتدال در بهرهمندى از مادّه و معنى هدايت كرد . « 2 » درگذشت وى تأسّف و تأثّر عمومى را برانگيخت . پيامبر بر جنازهاش حاضر گشت و در حالى كه به او خطاب مىكرد : « طوبى لك يا عثمان لم تلبسك الدنيا و لم تلبسها » « 3 » در فقدانش اشكها ريخت و از خود بىتابىها نشان داد . « 4 » مورّخان گفتهاند : عثمان بن مظعون اوّلين فرد از مهاجران بود كه در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد و تا آن هنگام حدّ مسلمانيش معلوم نبود . پيامبر بر گور او سنگى به نشانه گذارد و فرمود :
« هذا قبر فرطنا » . « 5 » و « ليعلم ( أتعلم ) بها ( به ) قبرأخيوادفن إليه من مات من اهلى » . « 6 »
هامش
( 1 ) . يافعى ، « مرآة الجنان » ج 1 ، ص 6 ؛ ابن عبدالبرّ ، « الاستيعاب فى أسماء الأصحاب » ج 3 ، ص 86 به نقل ازابنمبارك .
( 2 ) . دارمى ، « سنن » ، كتاب النّكاح ، باب « النّهى عن التبتّل » ، ج 2 ، ص 133 به نقل از سعيد بن مسيّب و او از سعدبن ابىوقّاص .
( 3 ) . « خوشا به حالت عثمان ، دنيا تو را فريب نداد و تو نيز دنيا را فريب ندادهاى . » ؟ ؟ ؟
( 4 ) . ترمذى ، « سنن » ج 2 ، ص 229 ، « باب ما جاء فى تقبيل الميّت » ، « كتاب الجنائز » به نقل از قاسمبن محمد و او از عايشه ؛ ابنماجه ، « سنن » ، حديث 1476 ؛ ابو داود ، « سنن » ج 3 ، ص 101 ، حديث 3163 ؛ بيهقى ، « السّنن الكبرى » ج 3 ، ص 407 ، كتاب الجنائز ؛ متّقى هندى ، « كنزالعمال » ج 16 ، ص 137 ، « كتاب الفضائل » به نقل از ديلمى ؛ ابونعيم ، « حليةالأولياء » ج 1 ، ص 105 به نقل از ابنعبّاس .
( 5 ) . « اين قبر پيشينيان ما است . »
( 6 ) . ابنسعد ، « الطبقات الكبرى » ج 3 ، ص 393 به نقل از عبداللَّه بن ابىرافع ؛ ابنماجه ، « سنن » ج 1 ، ص 473 ، باب « ما جاء فى العلانه فى القبر » حديث 1581 ، كتاب الجنائز ؛ بيهقى ، « السّنن الكبرى » ج 3 ، ص 412 به نقل از مطلب بن عبداللَّه بن حنطب تابعى ؛ همچنين در بارهء گفتگوى پيامبر با همسرِ « عثمان بن مظعون » ( / امّخارجه ) بر سر گور عثمان نك : ابونعيم ، « حليةالأولياء » ج 1 ، ص 106 به نقل از زيدبن اسلم ؛ ابن عبدالبرّ ، « الاستيعاب » ، ج 3 ، ص 88 به نقل از ابنعبّاس ؛ امام بخارى ، « صحيح » باب « مقدم النبى و اصحابه المدينه » حديث 407 به نقل از خارجة بن زيد بن ثابت ؛ احمد بن حنبل ، « مسند » ص 237 ، 235 ؛ متّقى هندى ، « كنزالعمال » ج 12 ، ص 307