اين تأثّر و حزن تا پايان عمر ، همراهش بود و از اين رو بود كه مىخواست وفاتش را به سكوت برگزار كنند . او به زمانهاش رضايت نداشت كه وصيّت كرد شبانه دفن شود :
« أن لا يعلم إذا ماتت ، أبوبكر و لا عمر و لا يصليا عليها . قال : فدفنها على ليلا و لم يعلمها بذلك » . « 1 » مؤلّف كتاب با مراجعه به منابع تاريخى و روايتى ، ترديدى ندارد كه فاطمه عليها السلام در ايّام كوتاه حياتش پس از رحلت پدر ، به طور مكرّر حزن و تأثّر شديد خود را در ميان جمع ، اهل خانه و بر مزار فاطمة بنتاسد يا حمزة بن عبدالمطلب و مرقد پيامبر و يا در خانهء محقّرش در سمت شمالى قبرستان بقيع از خود بروز داده و آن را آشكار كرده است .
البتّه در مورد خانهاى كه به نام او در قسمت شمالى بقعهاى كه بعداً در بقيع ، مدفن اهلبيت شده است ، گزارشهاى روشنى در دست ندارم ؛ ولى با توجّه به گفتهء سمهودى از « مجدالدّين فيروزآبادى » كه البتّه اينجانب در كتابش « المغانم المطابه » آن را نيافتم ، معلوم مىشود كه فاطمه در محلّ مذكور خانهاى داشته و يا در آنجا خانهاى بوده كه به آن رفت و آمد مىكرده است . امّا اينكه خانه از آن چه كسى بوده ، بر من معلوم نشد . همينقدر مىدانم كه در محدودهء خانههاى بنىهاشم جاى داشته است . فيروزآبادى مىگويد :
« و موضع تربته يعرف ببيتالأحزان . يقال أنه البيت الذي أوت إليه فاطمة رضياللَّه تعالى عنها و التزمت الحزن فيه بعد وفاة أبيها
هامش
( 1 ) . « اينكه ابوبكر و عمر بر جنازهء فاطمه نماز نگزاردهاند ، دانسته نشده است ، گفت : على عليه السلام شبانه او را دفن نمود و به آنها اطلاع نداد . » به نقل از ابنعبّاس .