ميان كتابهاى مشابه عربى استثنايى است . « 1 » او از وضعيّت عمومى بناهاى بقيع در 1305 ه . ق . اظهار تأسّف كرده كه مدّتهاست اين اماكن ، مرمّت نشده و مقامات محلّى ترك و عرب از اقداماتى كه ايرانيان در اين خصوص به آن مصمّم بودند ، ممانعت به عمل مىآوردند . نقل مىكند :
« عبدالحسين امينالتّجار شيرازى ساكن بمبئى » مىخواست مختصر مرمّتى در بقاع متبرّكه انجام دهد كه جز با پرداخت رشوههاى زياد ( به اصطلاح آن زمان : تعارف ! ) ميسر نشد . حتى تلاشهاى وزير اعظم دولت ايران : امينالسّلطان جهت بازسازى بُقاع ، بىنتيجه ماند . « 2 » به هر حال در توصيف قبرستان از تعابيرى همچون : « عبرتانگيز » و « گورستان وحشتآميز » استفاده شده است ؛ زيرا « اطرافش باغات نخليات بسيار و بساتين [ وجود دارد ] كه متّصل مىشود به احد و از يك طرف به قبا . » مىگويد :
« براى حصار بقيع دو در نصب نمودهاند ؛ يكى محاذات بقعهء متبرّكهء ائمّه و غالباً مسدود است و ديگر به دروازدهء شهر نزديك است . سنگ بقاع قبرستان بقيع و نيز ساير بُقاعِ اطراف مدينهء مشرّفه را اين شخص به نظم درآورده است . در بالاى هر بقعه ، اسم صاحب بقعه را منظوماً بر سنگ تراشيدهاند . بر سر در بقيع ، قصيدهاى طولانى به زبان تُركى نوشتهاند كه به بيت آخر آن كه سال تعمير و نام سلطان و ناظم را معلوم مىكند ، اكتفا مىشود :
شفيع أوله ساكه عزت بقاده و تاريخ * بقيع ايتدي معلّى بناى شه محمود
( سنة 1223 ) « 3 » نايبالصّدر ، بقعهء ائمّهء بقيع را در يك ضريح وصف مىكند و از آثارى كه بر ديوار
هامش
( 1 ) . « تحفةالحرمين و سعادةالدّارين » ، چاپ سنگى ، بمبئى ، 1306 ه . ق . رقمى ، 402 ص . و نيز همين كتاب به شيوهء افست ، تهران 1362 / 1984 ، انتشارات بابك .
( 2 ) . همان ، ص 212
( 3 ) . همان ، صص 226 و 227 .