ياقوت حموى در معجمالبلدان ، همان مأخذ ، ثنيّةالوداع را تپّهاى مُشرف بر مدينه دانسته است و چون پيامبر اسلام در آن جايگاه ، حضور مكرّر داشتهاند ، ثنيّةالوداع موقعيّت خاصى در تاريخ مدينه پيدا كرده است . بررسى حضورهاى مكرّر مذكور - كه اين قدمت و اصالت را بر ما بشناساند - مستلزم شناخت محلّ دقيق آن است . اين شناخت و آن حضور ، موقعيّت تاريخى - دينى ثنيّةالوداع را به عنوان نشانى از زندگى پيامبر ، در قرون متمادى مورد علاقهء مسلمانان قرار داده است . ازاينرو ، در جستجوى موقعيّت تاريخى - جغرافيايى آن ، به بررسى كتابها و به انگيزهء شناخت مكان فعلى آن و تطبيق آراى قدما در اين خصوص ، با موقعيّتهاى كنونى شهر مدينه ، به گشتوگذار در اين شهر پرداختم :
1 / الف : ثنيّةالوداع ، غزوهء احد ؟
ابنسعد در « الطّبقات الكبرى » « 1 » از ابوحميد ساعدى ، به نقل از « منذربن سعدبن منذر » ( متوفّاى 60 ه . ق . ) « 2 » اشاره مىكند كه : پيامبر صلى الله عليه و آله روز احد ، از مدينه به سمت ثنيّةالوداع حركت نمود . ناگاه لشگرى را ديد ، فرمود : اينها كيستند ؟
گفتند : عبداللَّه بن ابىّ بن سلول با 600 نفر از بنوقينقاع .
پيامبر فرمود : آيا مسلمان شدهاند ؟ .
گفتند : خير .
فرمود : « قولوا لهم فليرجعوا فأنّا لا نستعين بالمشركين على المشركين » . « 3 » اين حديث اگر چه در مسند احمدبن حنبل ، در ذيل احاديث ابوحميد نيامده است ؛ « 4 » ولى متّقى هندى در « كنزالعُمّال » « 5 » آن را به استناد ابننجّار ذكر نموده ، به اينكه :
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 48 و چاپ ادوارد سخو ، ج 1 ، ص 34
( 2 ) . ابنحجر ، تقريبالتهذيب ، ص 414 ، ج 2
( 3 ) . « به آنها بگوييد تا مراجعت كنند ؛ زيرا ما براى سركوبى مشركين ، از مشركين كمك و مساعدت نمىگيريم . »
( 4 ) . ج 5 ، ص 423
( 5 ) . ج 10 ، ص 275