تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

ب : بناى مسجد سُقيا

بناى قديمى مسجد ، پس از ويرانى ، نخستين بار در نيمهء قرن نهم ه . ق . به همت و سعى نورالدّين سمهودى شناسايى شد و پس از حفّارى و اكتشاف ، محراب آن نمايان گشت . سمهودى مىنگارد : از ظاهر آثار به دست آمده ، چنين معلوم شد كه مساحت مسجد سقيا ، هفت ذرع در هفت ذرع بوده و با سنگ و گچ بنا شده بود . پس از كشف مكان مسجد و آثار اوليّه ، اهل مدينه به ديدن و زيارت آن شتافته ، بناى مستحكمى جايگزين خرابه‌هاى آن نمودند . سمهودى از المناسك ابو عبداللَّه اسدى ، در قرن اوّل هجرى ، به نقل از متقدّمين خود روايت كرده كه مسجد سُقيا يكى از زيارتگاه‌هاى مردم مدينه بوده است . ابن‌شبه نيز در قرن سوم هجرى در فصل « المواضع التي صلّى فيها النّبيّ و مساجده » از كتاب أخبار المدينه ، مكان ياد شده را با وصفِ « متبرِّك » ذكر كرده و از آن يادها نموده است . علىبن موسى به بناى مسجد سُقيا اشاره مىكند و مىگويد : آن مسجد هم‌اكنون ( سال 1303 ه . ق . ) به قبّةُالرّؤسْ شهرت دارد . « 1 » عبدالقدّوس انصارى در « آثار المدينة المنوّره » ، وجهِ تسميهء اين مكان را به قبّةالرّؤس چنين دانسته است كه در زمان عثمانىها ، عدّه‌اى از سران اعراب باديه‌نشين چون به قطاع طريقى ( راهزنى ) دست زده بودند ، اعدام و به دستور حكّام عثمانى در آن مكان دفن گرديدند و از آن پس اين مكان به قبّةالرّؤس شهرت يافت . مؤلّف حقير تلفّظ بومى اهل محل را « قبّةالرُّوسْ » شنيد . نايب‌الصّدر شيرازى آن گونه كه در صفحهء 265 از سفرنامه‌اش ( تحفةالحرمين ) آورده ، روز 21 محرّم 1306 ه . ق . از طريق دروازهء عبدالحميه مدينه را وداع گفته و در آنجا به انتظار بازگشت به ايران دو روزى توقّف كرده است . وى از بنايى به نام « قبه رأس » در مجاورت دروازهء شهر ياد كرده و ديده است كه به صورت زيارتگاهى مورد توجّه
هامش
( 1 ) . وصف المدينة المنوّره ، ص 36