ياقوت حموى به نقل از عبدالعزيز بن اخضر ، از يحيى بن ثابت و او از احمدبن حنبل به نقل از هشام بن عروه و در نهايت از عايشه روايت مىكند كه :
« محمّد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله از چاه خانههاى قريهء السقيا كه به چاه سقيا شهرت داشته ، آب سرد مىنوشيد . » و در نگارش ديگر : « آب سرد طلب مىكرد . »
و اصفهانى در دههء نخست قرن سوم هجرى از « سقيا الجزل » و « سقيا يزيد » و « سقيا غفار » از امّالبرك ياد كرده ؛ ولى در بلادالعرب ذكرى از اين موارد نكرده است .
در منطقهء السقيا به گفتهء مؤلّفِ « المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره » كه در خلال قرن دوم و سوم هجرى بهسر مىبرده است : نخسلتانهايى بوده كه پس از پيامبر اسلام ، آنها را قطع كردند و سپس در سال 48 ه . ق . مجدداً باغستان مذكور را احيا نمودند . در سال 52 ه . ق . بار ديگر اين باغستان در معرض نابودى قرار گرفت . و به همينسان در سال 74 ه . ق . . . .
در قرن نخست اسلامى ، در كنارهء اين منطقه ، مزارع و نخلستانهاى حسن بن زيد قرار داشت و داراى سى چاه بوده و گفتهاند كه : دهانهء چاهها را با چوببستهايى مىپوشانيدند .
در زمان خلافت متوكّل ، پنجاه چاه ديگر در آن روستا حفر گرديد كه به گفته وى ، آبِ همگىِ آنها سرد است . با اين همه ، نمىتوان باور داشت كه توصيفات مؤلّف المناسك با منطقهء سقياى واقع در حرهء غربى مدينه مطابقت داشته باشد . به عقيدهء مؤلّف حقير ، سقياى مورد نظرِ كتابِ المناسك ، همان منزلگاه بين « العرج » و « الأبواء » كه به امّالبرك مشهور بوده است ، مىباشد و ارتباطى با موضوع مورد بحث ندارد .
به هر حال آنچه مسلّم است ، سقيا به عنوان محلّى كه در متن حديث و تاريخ حيات پيامبر صلى الله عليه و آله بوده ، مورد توجّه مورّخان و مؤلفان اسلامى است .
حديثى كه اساس اين توجّه و نگرش شد ، نيايشى است كه محمّد صلى الله عليه و آله در بارهء مردم مدينه نمود و نخستين بار پس از هجرت ، علاقه باطنى خود را به اهل آن
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: محمد باقر النجفي
ص٢١١