آشكار ساخت .
مجموعههاى مدوّن حديث ، تواريخ و كتابهاى سيره ، انشاى دعاى مذكور را به روايات متواتر از طريق صحابه و تابعين ، غالباً از لحاظ لفظ و معنى ، همافق نگاشتهاند .
اهمّ اين اسناد ، سندى است كه ترمذى آن را « حسنٌ صحيحٌ » خوانده و به سند معتبر از على بن ابىطالب آورده است :
« عن عليّ عليه السلام : خرجنا مع رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - حتّى إذا كنّا بِحرّة السقيا الّتي كانت لسعدبن أبى وقّاص . فقال رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - ائتوني بوضوء . فتوضّأ ثمّ قام فاستقبل القبلة . فقال : اللّهمّ إنّ ابراهيم كان عبدك و خليلك و دعاك لأهل مكّة بالبركة و أنا عبدك و رسولك . أدعوك لأهل المدينة أن تبارك لهم في مُدِّهم و صاعهم مِثْكى ما باركت لأهل مكة مع البركة بركتين » . « 1 » ابنشبه و طبرانى به سلسلهء اسناد ديگر ، روايتى نقل مىكنند كه معناً و لفظاً تفاوتى با متن حديث ياد شده ندارد . احمدبن حنبل از طريق راويانى ديگر ، از ابوقتاده نقل مىكند كه اين واقعه در « الحرّة عند بيوت السقيا » بوده است و در دعاى محمّد صلى الله عليه و آله پس از « في صاعهم و مدّهم » مىافزايد :
« . . . و ثمارهم . اللّهمّ حبّب إلينا المدينة كما حببت إلينا مكّة و اجعل ما بها من وباء بخم . اللهمّ إنّي حَرَّمْتُ ما بين لابتيها لما حرمت على لسان
هامش
( 1 ) . « از على عليه السلام نقل شده است كه : همراه با پيغمبر به حرهء السقيا كه از آنِ سعد بن ابىوقاس بود خارج شديم و رفتيم تا رسيديم . پس پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : برايم آب وضو بياوريد . پس وضو ساخت و به طرف قبله ايستاد و گفت : پروردگارا ! ابراهيم بنده و خليل تو بود و در دعاى خود از شما براى اهل مكه بركت خواست ، من هم بنده و رسول تو هستم و از تو مىخواهم كه به ترازوى اهل مدينه بركت دهى ، همانگونه كه به اهل مكه بركت دادى و هر بركتى دو بركت همراه داشته باشد . »