ما استدبرتُ لفعلتُ كما أمرتكم » ؛ يعنى اگر آينده براى من مانند گذشته روشن بود ، و از دو دلى و ترديد بيجاى شما اطلاع مىداشتم ، من هم مانند شما بدون اينكه قربانى همراه داشته باشم ؛ به زيارت خانهء خدا مىآمدم .
اما چه كنم ، من قربانى همراه خود آوردهام و به فرمان خدا
حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ
بايد در حال احرام بمانم تا روز منى قربانى خود را در قربانگاه سر ببرم . ولى هركس كه قربانى همراه نياورده ، بايد از احرام خارج شود ، و آنچه را كه انجام داده است عمره محسوب نمايد ، و بعداً براى حج احرام ببندد . « 1 »
على عليه السلام از يمن باز مىگردد
امير مؤمنان عليه السلام از حركت پيامبر صلى الله عليه و آله براى شركت در مراسم حج ، آگاه گرديد . وى با سربازان خود در حالى كه 34 قربانى همراه داشت ، براى شركت در مراسم حج حركت كرد و پارچههايى كه از مردم « نجران » به عنوان ماليات اسلامى گرفته بود ، همراه خود آورد . على عليه السلام در نيمهء راه ، فرماندهى سربازان را به يكى از افسران خود سپرد و به سرعت به سوى مكه حركت كرد و در نزديكى مكه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدار على و موفقيت او خوشحال گرديد و از على عليه السلام پرسيد ، چگونه نيت كردى ؟ ! او گفت : من موقع احرام ، به نيت شما احرام بستم و گفتم « اللهمّ اهلالًا كاهلال نبيّك » ؛ « بار الها ! به همان نيتى كه پيامبر تو احرام بسته من نيز احرام مىبندم . » « 2 » سپس پيامبر صلى الله عليه و آله را از قربانىهايى كه همراه خود آورده بود آگاه ساخت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : تكليف من و شما در اين يكى است و ما بايد تا لحظهء كشتن قربانىها در حالت احرام باقى بمانيم . سپس دستور داد كه على عليه السلام به سوى سربازان خود بازگردد و آنها را به مكه برساند .
هامش
( 1 ) . « بحار » ، ج 21 / 319 - اين سرگذشت ما را به سرسختى گروهى از صحابه در مقابل دستورات اكيد پيامبر صلى الله عليه و آله ، رهبرى مىكند . در تاريخ اسلام ، گواههاى زيادى بر اين مطلب هست و مرحوم شريف الدين عاملى كتاب ويژهاى ، به نام « النص و الاجتهاد » در اين مورد دارند .
( 2 ) كردار على عليه السلام و امضاى رسول گرامى صلى الله عليه و آله ، حاكى است كه نيت اجمالى كافى است و هرگز لازم نيست كه نيتكننده بر خصوصيات عمل خود آشنا باشد .