تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مأموريت خود را انجام داد . ولى بر خلاف انتظار و بر خلاف رسوم ملل جهان كه سفير از هر نظر مصونيت دارد ؛ شتر وى را پى كرده ، و نزديك بود او را بكشند . اما وساطت تيراندازان عرب او را از مرگ نجات داد . اين كار ناجوانمردانه ثابت كرد كه قريش نمىخواهند از در صلح و صفا وارد شوند و درصدد روشن كردن آتش جنگند . چيزى از اين حادثه نگذشته بود ، كه پنجاه نفر از جوانان كارآزمودهء قريش مأموريت يافتند كه در اطراف منطقهء سربازان اسلام به گردش بپردازند ؛ و در صورت امكان ، اموالى را غارت كرده ، و تنى چند را اسير كنند ، ولى اين نقشه نقش بر آب شده نه تنها كارى نتوانستند انجام دهند ، بلكه همگى دستگير شده و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شدند . با آنكه آنها به مسلمانان تير و سنگ پرتاب كرده بودند ، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : همهء آنها را آزاد كنيد ، و بار ديگر روح صلح‌جوئى خود را ثابت كرد و تفهيم كرد كه هرگز فكر نبرد در سر ندارد . « 1 »

پيامبر صلى الله عليه و آله نمايندهء ديگرى اعزام مىكند

با اين همه باز پيامبر گرامى ما از صلح و مسالمت نوميد گشته ، و جداً مىخواست مشكل را از راه مذاكره و دگرگون ساختن افكار سران قريش حل كند . اين بار بايد كسى را به نمايندگى انتخاب كند كه دست او به خون قريش آلوده نشده باشد . بنابراين ، على عليه السلام و زبير و ساير قهرمانان اسلام كه با ابطال عرب و قريش دست و پنجه نرم كرده و گروهى از آنها را كشته بودند ؛ براى نمايندگى صلاحيت نداشتند . سرانجام فكر او به اين نقطه منتهى شد كه عمر فرزند خطاب را براى انجام مأموريت انتخاب كند ، زيرا او تا آن روز حتى قطره‌اى خون از مشركان نريخته بود . عمر از پذيرفتن اين مأموريت پوزش طلبيد و گفت : من از قريش بر جانم مىترسم و از فاميل من كسى در مكه نيست كه از من حمايت كند . ولى من شما را به شخص ديگرى هدايت مىكنم كه انجام اين مأموريت
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 278 .