به جنگ مىكنيم ، كه عدهاى از بزرگان احزاب ، به عنوان گروگان در دژ ما باشند ، تا شما براى نجات آنها تا آخرين نفس جنگ كنيد ، و ما را در اثناى كار تنها نگذاريد .
نمايندگان قريش بازگشتند و مطالب را به سمع سران احزاب رسانيدند . همگى گفتند : دلسوزى « نُعيم » درست بوده و « بنى قريظه » مىخواهند با ما از در حيله وارد شوند . بار ديگر نمايندگان قريش با سران بنى قريظه تماس گرفتند ، گفتند : اين مطلب كه ما اشراف خود را به عنوان گروگان بدهيم عملى نيست ، حتى ما حاضر نيستيم يك نفر را به عنوان گرو در اختيار شما بگذاريم . اگر شما مايليد فردا حمله كنيد و ما شما را يارى مىنماييم .
سخنان نمايندگان ، آن هم با اين لحن كه : ما حتى يك نفر هم به عنوان گروگان در اختيار شما نمىگذاريم ، ترديدى در صدق گفتار نعيم براى بنى قريظه نگذاشت و همگى گفتند : حق همان است كه نعيم مىگفت . قريش مالانديش است ، اگر خود را در اين جنگ موفق و پيروز نديد ، راه خود را در پيش خواهد گرفت و ما را در چنگال مسلمانان رها خواهد نمود . « 1 »
آخرين عامل
عوامل فوق با عامل ديگرى كه در حقيقت مىتوان آن را مدد غيبى ناميد ؛ ضميمه گرديده ، احزاب را متفرق ساخت . آن عامل ديگر اين بود كه ناگهان هوا طوفانى شد ، و سردى هوا شدت پيدا كرد . انقلاب هوا به قدرى بود كه خيمهها را از جاى مىكند ، و ديگهاى غذا را از روى آتش پرت مىنمود ؛ چراغها را خاموش نموده ، و آتشهاى افروخته را در وسط بيابان پخش مىكرد . در اين لحظه ، پيامبر صلى الله عليه و آله « حذيفه » را مأمور كرد كه از خندق عبور نموده از اوضاع دشمن اطلاعاتى به دست بياورد . وى مىگويد : من خود را تا نزديك ابو سفيان رسانيده ، ديدم او در ميان سران سپاه مشغول سخنرانى است و چنين مىگويد :
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 229 - 231 ؛ « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 242 - 243 .