تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
دوم هجرت ، براى هدف ياد شده سرزمين مدينه را به عزم « ذفران » كه مسير كاروان قريش بود ترك گفت و پرچمى را به دست مصعب و پرچم ديگرى را به دست على بن ابى طالب داد . در حقيقت ، اعضاى اين سپاه را هشتاد و دو نفر مهاجر و صد و هفتاد نفر خزرجى و شصت و يك اوسى تشكيل مىداد و مجموعاً سه اسب و هفتاد شتر بيش نداشتند . عشق شهادت و جانبازى در جامعهء آن روز اسلام ، آن چنان شديد بود كه برخى از افراد نابالغ نيز در آن شركت كرده بودند و رسول گرامى آنان را به مدينه بازگردانيد . « 1 » سخن پيامبر صلى الله عليه و آله مىرساند كه رسول گرامى ، به آنان نويد گشايش در زندگى مىدهد . وسيلهء اين گشايش ، ضبط كالاهائى بود كه كاروان قريش آن را حمل مىكرد ، و مجوّز اين مسأله همان بود كه يادآور شديم و گفتيم كه قريش كليه دارائى مهاجران را در مكه ضبط كرده و به آنان اجازهء رفت و آمد به محل زندگى نمىدادند و كليهء اموال منقول و غير منقول آنان ، در مكه متروك مانده بود . پيداست كه هر انسان عاقل و خردمندى به خود اجازه مىدهد با دشمن ، همان معامله را انجام دهد كه او با وى انجام داده است . اصولًا بايد توجه داشت كه علت هجوم مسلمانان به كاروان قريش ، همان مظلوميت و ستم‌كشى مسلمانان بود كه قرآن نيز متذكر آن است و به همين جهت به آنان اجازهء هجوم مىدهد و مىفرمايد :
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ؛
« 2 » « به افرادى كه مورد هجوم واقع شده‌اند اجازهء دفاع داده شد . زيرا آنان مظلوم و ستمديده‌اند و خداوند به كمك و يارى آنان قادر و توانا است . » ابو سفيان ، موقع رفتن به شام متوجه شده بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در تعقيب كاروان او است . از اين نظر هنگام مراجعت احتياط را از دست نداد ، و از كاروان‌ها سراغ مىگرفت كه آيا محمد خطوط تجارتى را اشغال كرده است ؟ تا اينكه به او
هامش
( 1 ) « امتاع الاسماع » / 62 - 63 . ( 2 ) سورهء حج / 39 .