رخ نمىداد ، اسلام در همان محيط مكه دفن مىگرديد و جهان بشريت از اين فيض بزرگ محروم مىماند .
از اين جهت ، مسلمانان ، هجرت را سرآغاز تاريخ اتخاذ كردند . از آن روز تاكنون بيش از هزار و چهارصد سال مىگذرد ، و اين ملت ، چهارده قرن حيات پرافتخار خود را پشت سر گذارده است .
چه كسى هجرت را مبدأ تاريخ قرار داد ؟
بر خلاف آنچه ميان مورخان مشهور است كه خليفهء دوم ، به تصويب و اشارهء امير مؤمنان عليه السلام ، هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را ، سرآغاز تاريخ قرار داد ، و دستور صادر كرد كه نامهها و دفاتر دولتى با آن تاريخگذارى گردد ؛ دقت در نامههاى پيامبر كه قسمت اعظم آنها در متون تاريخ و كتابهاى حديث و سيره موجود است و ديگر اسناد و مدارك كه در اين صفحات ارائه مىگردد ؛ به روشنى ثابت مىكند كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، نخستين كسى است كه هجرت خويش را مبدأ تاريخ شناخت و نامهها و مكاتبات خود را با سران قبايل و رؤساى عرب و شخصيتهاى بارز ، با آن مورخ ساخت .
برنامهء مسافرت
مسافتى را كه بايد رسول گرامى صلى الله عليه و آله طى كند در حدود چهارصد كيلومتر بود . پيمودن اين راه در آن گرماى سوزان و آتشآسا ، به نقشهء صحيحى نيازمند بود . وانگهى از اعراب رهگذر مىترسيدند كه مسير آنها را به قريش گزارش دهند . براى تأمين اين منظور شبها راه مىرفتند ، و روزها استراحت مىكردند .
گويا شترسوارى ، پيامبر صلى الله عليه و آله و همراهان او را از دور ديده ، فوراً خود را به انجمن قريش رسانيده و مسير رسول گرامى را گزارش داده بود . « سراقة بن مالك بن جعشم مدلجى » ، براى اين كه تنها موفق به اخذ جايزه گردد ، ديگران را از تعقيب قضيه منصرف كرد و گفت آنها كسان ديگر بودند . سپس به خانه آمد و مسلحانه سوار بر اسب تندرو خود گرديد ، و با سرعت هر چه تمامتر خود را به نقطهاى كه