آنچه مأمورى آشكار كن ، از هيچ مترس ، و بشارت ده ، و چشمانى را روشن ساز . مرا به آئين خود خواندى و مىدانم تو پنددهء من هستى ، و در دعوت خود امين و درستكارى ، حقا كه كيش « محمد » از بهترين آئينههاست . »
أو تؤمنوا بكتاب منزل عجب * على نبي كموسى أو كذي النون
« يا اينكه ايمان به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى و يونس نازل گرديده است » . « 1 »
هر يك از اين قطعات ، قسمت كوچكى از قصائد مفصل و سراپا نغز ابو طالب است ، كه ما به عنوان گواه ، برجستههاى آنها را ، كه صريحاً ايمان او را به كيش برادرزادهاش مىرساند انتخاب نموديم .
خلاصهء سخن : هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گويندهء آنها كافى است ، و اگر گويندهء اين ابيات يك فرد خارج از محيط اغراض و تعصبات بود ، همگى بالاتفاق به ايمان و اسلام سرايندهء آن حكم مىكرديم . ولى از آنجا كه سازندهء آنها « ابو طالب » است ، و در دستگاه تبليغاتى سازمانهاى سياسى اموى و عباسى پيوسته بر ضد آل ابو طالب كار مىكرد ؛ از اين نظر گروهى نخواستهاند يك چنين فضيلت و مزيّتى را براى ابو طالب اثبات كنند .
از طرفى وى ، پدر على است كه دستگاههاى تبليغى خلفا بر ضد او پيوسته تبليغ مىكردند ؛ زيرا اسلام و ايمان پدر وى ، فضيلت بارزى دربارهء او حساب مىشد . در حالى كه كفر و شرك پدران خلفا ، موجب كسر شأن آنها بود .
به هر حال ، على رغم تمام اين سرودهها و گفتارها و كردارهاى صادقانه ؛ گروهى به تكفير وى برخاسته ؛ حتى به آن اكتفا نكرده و ادعا كردهاند كه آياتى دربارهء ابو طالب كه حاكى از كفر او است ، نازل شده است .
راه دوم براى اثبات ايمان او
راه دوم ، طرز رفتار او با پيامبر ، و نحوهء فداكارى و دفاع او از ساحت مقدس
هامش
( 1 ) « ابن ابى الحديد » ، ج 14 / 74 ؛ « ديوان ابو طالب » / 173 .