تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ليَعلَم خِيارُ الناسِ انَّ مُحمداً * نبي كَمُوسى وَ المَسيحِ بن مَريَمَ أتانا بِهُدى مِثلَ ما أتيا بِهِ * فكُلُّ بِأَمرِ اللَّه يَهدِي و يَعصِمُ « 1 »
« اشخاص شريف و فهميده بدانند كه ، محمد به سان موسى و مسيح پيامبر است ؛ همان نور آسمانى را كه آن دو نفر در اختيار داشتند ، او نيز دارد . و تمام پيامبران به فرمان خداوند ، مردم را راهنمائى و از گناه بازمىدارند » .
تمنّيتم ان تقتلوه و إنّما * أمانيكم هذى كاحلام نائم نبي أتاه الوحي من عند ربّه * و من قال لا يقرع بها سن نادم « 2 »
« سران قريش ! تصور كرده‌ايد كه مىتوانيد بر او دست بيابيد در صورتى كه : آرزوئى را در سر مىپرورانيد ؛ كه كمتر از خواب‌هاى آشفته نيست ! او پيامبر است ، وحى از ناحيهء خدا بر او نازل مىگردد و كسى كه بگويد نه ؛ انگشت پشيمانى به دندان خواهد گرفت » .
أ لم تعلموا انّا وجدنا محمداً * رسولًا كموسى خط في أول الكتب و انّ عليه في العباد محبّة * و لا حيف فيمن خصه اللَّه بالحبّ « 3 »
« قريش ! آيا نمىدانيد كه ما او ( محمد ) را مانند موسى پيامبر يافته‌ايم و نام و نشان او در كتاب‌هاى آسمانى قيد گرديده است ، و بندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند ، و نبايد دربارهء كسى كه خدا محبت او را در دل‌هايى به وديعت گذارده ستم كرد . »
و اللَّه لن يصلوا إليك بجمعهم * حتّى اوسد في التراب دفينا فاصدع بأمرك ما عليك غضاضة * و ابشر بذاك و قرّ منك عيوناً و دعوتني و علمت انّك ناصحي * و لقد دعوت و كنت ثمّ أميناً و لقد علمت انّ دين محمد صلى الله عليه و آله * من خير أديان البريّة دنيا « 4 »
« برادرزاده‌ام ! هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت ، و تا آن روزى كه لحد را بستر كنم ، و در ميان خاك بخوابم ؛ دست از يارى تو برنخواهم داشت ، به
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ج 7 / 37 و « الحجة » / 57 و « مستدرك حاكم » ، ج 2 / 623 . ( 2 ) « ديوان ابو طالب » ، / 32 و « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 373 . ( 3 ) همان . ( 4 ) « تاريخ ابن كثير » ، ج 2 / 42 .