تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
وى را با سخنانى شيرين‌تر و نغزتر پاسخ داد و مرگ خود را در راه پيامبر صلى الله عليه و آله افتخار خود دانست . 2 - اين بدن بىروح ، همان بدن عموى گرامى و وفادار من است كه در راه من سه سال دربه‌در شد و استراحت را از عموم فاميل سلب نمود و دستور داد همگى با من در ميان دره‌اى بسر ببرند ، و به رياست و سيادت و آقائى خود پشت‌پا زد ، يعنى تمام دنيا و هستى خود را از دست داد و مرا گرفت و پيامى سخت و كوبنده براى قريش فرستاده و به آنان آشكارا فهمانيد : هرگز از يارى من نخواهد دست برداشت . اينك متن پيام او : اى دشمنان محمد تصور نكنيد ! كه ما از محمد دست برمىداريم نه ! او پيوسته در نزد دور و نزديك ما گرامى است . بازوان قوى هاشمى او را از هر گزندى مصون مىدارد . « 1 » مرگ عمو قطعى شد و ناله و شيون از خانه‌هاى « ابو طالب » بلند شد . دوست و دشمن دور خانه او جمع شده كه در مراسم دفن او شركت ورزند ، ولى مگر جريان مرگ شخصيتى مانند « ابو طالب » كه رئيس قريش و سيِّدِ قبيله است به اين زودى خاتمه مىيابد ؟

نمونه‌اى از عواطف ابو طالب

در صفحات تاريخ نمونه‌هائى از عواطف و مهر افراد نسبت به يكديگر يادآورى شده كه بيشتر آنها روى ملاك‌هاى مادى و بر محور مال و جمال دور مىزده است ؛ و به فاصلهء كوتاهى لهيب سوزان محبت در كانون وجودشان رو به خاموشى گذارده و از بين رفته است .
هامش
( 1 ) . فلا تحسبونا خاذلين محمداً لذى غربة منا و لا متقرب ستمنحه منا يد هاشمية و مركبها فى الناس اخشن مركب