15 مرگ ابو طالب
محاصرهء اقتصادى قريش ، با نقشهء گروهى از نيكانديشان آنان ، درهم شكست . پيامبر و هواداران وى پس از سه سال تبعيد و رنج ، از « شعب ابى طالب » بيرون آمده و راه خانههاى خود را در پيش گرفتند . خريد و فروش با مسلمانان آزاد گرديد ، و مىرفت كه وضع مسلمانان سر و سامانى پيدا كند . ناگهان پيامبر گرامى با پيشآمد بسيار تلخى روبرو گرديد . اين مصيبت جانگداز اثر ناگوارى در روحيهء مسلمانانِ بىپناه گذارد . اندازهء تأثير اين حادثه در آن لحظهء حساس با هيچ مقياسى قابل سنجش نبود . زيرا رشد و نموّ يك ايده و فكر در سايهء دو عامل است :
آزادى بيان و قدرت دفاعى كه از حملات ناجوانمردانه دشمن جلوگيرى كند . اتفاقاً در لحظهاى كه مسلمانان از آزادى بيان برخوردار شدند ، عامل دوم را از دست دادند ؛ يعنى يگانه حامى و مدافع اسلام ، از ميان آنان رخت بربست و رخ در نقاب خاك كشيد .
در آن روز ، پيامبر گرامى حامى و مدافعى را از دست داد ، كه از سن هشت سالگى تا آن روز كه پنجاه سال از عمر رسول خدا مىگذشت حفاظت و حراست او را بر عهده داشت ؛ و پروانهوار گرد شمع وجود او مىگشت ، و تا روزى كه « محمد » ، صاحب درآمدى شد ، هزينهء زندگى او را مىپرداخت و او را بر خود و فرزندانش مقدم مىداشت .