تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
شيطانى است كه دشمنان حقيقت ، پيوسته در موقع تكذيب شخصيت‌هاى بزرگ و مصلح اجتماع به كار مىبرند ؛ و قرآن نيز خبر مىدهد كه اين شيوهء نكوهيده مخصوص افراد عصر رسالت نيست . بلكه معاندان عصرهاى گذشته نيز ، در تكذيب پيامبران الهى همين حربه را به كار مىبردند . چنان كه مىفرمايد : « همچنين بر امت‌هاى پيشين ، هيچ پيامبرى برانگيخته نشد مگر اين‌كه گفتند جادوگر يا ديوانه است ، آيا يكديگر را به گفتن اين سخن سفارش كرده بودند ( نه ) بلكه آنها گروهى سركشند » . « 1 » اناجيل كنونى نيز تذكر مىدهند وقتى كه حضرت مسيح ، يهود را پند داد ، گفتند : در او شيطان است و هذيان مىگويد چرا به حرف‌هاى او گوش مىدهيد ؟ ( انجيل يوحنا - باب 10 فقرهء 20 و باب - 7 ، فقره 48 و 52 ) « 2 » به طور مسلم ، هر گاه « قريش » مىتوانستند غير از اين تهمت‌ها ، تهمت ديگرى بزنند ؛ هرگز خوددارى نمىكردند . ولى زندگانىِ پرافتخار چهل و چند سالهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، آنان را از بستن پيرايه‌هاى ديگر بازمىداشت . آنان حاضر بودند حتى از كوچك‌ترين جريان بر ضد او استفاده كنند . مثلًا گاهى پيامبر صلى الله عليه و آله در نزديكى « مروه » ، كنار يك غلام مسيحى به نام « جبر » مىنشست . دشمنان عصر رسالت از اين پيش‌آمد ، فوراً بهره‌بردارى نموده و گفتند كه اين غلام مسيحى است كه قرآن را به محمد مىآموزد : قرآن به گفتار بىاساس آن‌ها چنين پاسخ مىدهد : « ما مىدانيم كه آنها مىگويند كه بشرى قرآن را به او مىآموزد ، ولى زبان كسى كه به او اشاره مىكنند ، عجمى است و اين ( قرآن ) زبان عربى روشن است » . « 3 »
هامش
( 1 )« كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ »« سورهء ذاريات / 52 - 53 » . ( 2 ) خلاصهء بيانات استاد تفسير و كلام ، مرحوم آية اللَّه بلاغى ، در پاسخ پرسش دانشمند گرانمايه واعظ چرندابى . ( 3 )« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ »« سورهء نحل / 103 » .