مفسران معتقدند كه آيات ياد شده در زير ، در حق او نازل گرديده است :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً
*
وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً . . .
تا آيهء 50 از سورهء « مدثر » : « مرا با آنكه تنها آفريدهام و فرزندان و مالى دامنه دار به او دادهام وابگذار ، او دربارهء قرآن بينديشيد و حساب كرد ، مرده باد ، چگونه حساب كرد باز كشته باد چگونه حساب كرد نظر كرد و عبوس شد و چهره درهم كشيد و گفت اين جادوئى است كه نقل مىكند » . « 1 »
پافشارى در نسبت جنون
از مسلمات تاريخ است كه پيامبر اسلام ، از آغاز جوانى و در ميان مردم به درست كارى و راستگوئى و . . .
معروف بوده است . حتى دشمنانِ آن حضرت ، در برابر اخلاق فاضلهء او بىاختيار سر تسليم و انقياد فرود مىآورند . يكى از صفات برجستهء او اين بود كه تمام مردم ، او را راستگو صادق و امين مىخواندند . حتى مشركان تا ده سال پس از دعوت علنى ، اموالِ ذى قيمت خود را پيش او به عنوان وديعت گذاشته بودند . چون دعوت آن حضرت بر معاندان سخت و گران آمد ، همت و مساعى خود را بر اين گماشتند كه مردم را به وسيلهء پارهاى از نسبتها كه با آن مىتوان كاملًا اذهان را آلوده كرد از او برگردانند . چون مىدانستند كه نسبتهاى ديگر در افكارِ مشركان بىنظر و ساده تأثيرى نخواهد بخشيد . از اينرو ، ناگزير شدند كه در تكذيب دعوت آن حضرت بگويند كه منشأ دعاوى او ، خيالات و افكار جنونآميزى است كه منافات با صفات زهد و رستگارى او نداشته باشد و در اشاعهء اين نسبت رياكارانه رنگها ساخته و نيرنگها پرداختند .
از فرط رياكارى ، موقع تهمت زدن قيافهء پاكدامنى به خود گرفته ؛ مطلب را به صورت شك و ترديد اظهار مىكردند و مىگفتند كه :
أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ ؛
« 2 » « به خدا افترا بسته و يا جنون دامنگير او شده است » . اين همان شيوهء
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ج 10 / 387 .
( 2 ) سورهء سبا / 8 .