كانال دوم نمودار گشت . استاسيون ديگر با دو اطاق محقر در پهلوى آن ديدم كه باغچهء باصفايى در برابر آنها انداخته بودند و به فاصلهء اندكى ، چشمهء آب شيرين ديده شد . لولهء آهنين در آنجا تعبيه كرده بودند كه بتوانند به واسطهء همان لوله آبى به كشتى برسانند . بعد از مدتى دو استاسيون ديگر هم ديديم كه در ميان آب نزديك به ساحل ساخته بودند و يك واپور هم مشاهده نموديم كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمود . نيم ساعت ديگر باز يك استاسيون ديگر با يك واپور ديدم كه نيز براى پاك كردن كانال در ميان آب حركت مىنمود و اين استاسيون مشتمل بر چهار اطاق بود و اشجار چند در برابر آنها غرس كرده بودند و چون كانال دوم تمام شد ، بحريهء ثانيه پديدار گشت و فنر بزرگ در ميان آب ، در سمت شرق ديده شد كه ارتفاع آن فنر بزرگ پنج ذرع بيشتر بود . واپور كوچك زيباى قشنگى هم از طرف مغرب ظاهر و هويدا گشت و شب را لنگر انداخته اقامت نمودند .
درياى احمر
يكشنبه هيجدهم ذىالقعده حركت رو به مشرق شد . يك ساعت كه گذشت استاسيون خوبى ملاحظه كرديم . عرض بحيره كم شد و واپور هم كمكم رو به جنوب مشرق حركت نمود . دو ساعت و ربع از دسته گذشته ، در سمت مغرب ، شمندُفِرى از دور ديده شد كه از سوئز به مصر مىرفت . چوب تلگراف و كوههايى در طرف غربى ديده شد كه باصفا بودند و با دوربين نيز استاسيون و چند پارچه دهات و اشجار هم ديده مىشد كه خيلى دور بودند . دو واپور عظيم هم در ميان آب ديده شد كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمودند . استاسيونى هم در مغرب ديده شد كه بسيار بزرگ و باصفا بود . سه اطاق در خشكى داشت و انجيرستانى نيز در پهلوى آنها واقع بود و اطاق بزرگ هم در كنار آب ساخته بودند و دو دستگاه واپور هم ديديم كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمودند .
بحيرهء ثانيه تمام شده كانال سيّم نمودار گشت .
دوشنبه نوزدهم سه ساعت از دسته گذشته در سمت مغرب ، استاسيونى ديده كه مشتمل بر شش اطاق بود كه در رديف يكديگر واقع بودند و در جلو اطاق آخرى اشجار غرس كرده بودند و در جلو تمام اطاقها محجر چوبين رو به طرف كانال گذارده بودند و در ابتداى استاسيون چشمهء آب شيرين بود كه مانند چشمهء سابق لولهء آهنى براى برداشتن