و زيارت مرقد حضرت خيرالبريه و ائمةالامّه تشرف جسته ، از آنجا به بيتالمقدس و سياحت شامات و مصر و بيروت ، مُجدداً به اسلامبول رفته ، بعد از چند روز توقف ، از آنجا به بندر پوتى و بلاد قفقاز ، به آذربايجان و زنجان و قزوين و روز بيست و ششم شهر جمادىالاخره سنهء 1298 وارد طهران گرديدند و در تمام ممالك و ولايات داخله و خارجه لوازم احترامات و پذيرايى را نسبت به آن مرحوم ، معمول داشته ، در همه جا با كمال تبجيل و توقير و تعظيم وارد و خارج شدند و احوالات يوميّهء خود را در اين مسافرت همه روزه از قرار تقرير خودِ شاهزاده مبرور ، مرحوم ميرزا رضاى منشىباشى كه ملازم ركابشان بود ، در رقعههاى كاغذ به خط سريع تحريرى خفى مسوّده مانند نوشته و آنچه ممالك و مسالك و ولايات و قصبات و منازل و مراحلى ، برّاً و بحراً ، در اين مسافرت ديده و پيموده بودند با وقايع اتفاقيه كه از آن جمله اطفاء نايرهء فساد شيخ عبدالله به توسط شاهزاه مبرور در بابعالى است ، در اين سفرنامه نگاشته كه بعد از مراجعت به طهران استنساخ نموده ، به طبع برسانند و تاكنون سفرنامهء اين شاهزادهء بزرگ به همان حالت مُسوده در طاق اهمال مانده ، نه خود شاهزادهء مرحوم و نه اعقاب و الا مقامشان به صرافت استنساخ و طبع آن نيفتادند . از آنجا كه آثار بزرگان را باقى و بزرگ داشتن وظيفهء حميدهء بزرگان است ، در اين عهد خجسته مهد كه اورنگ سلطنت ايران زمين به وجود اقدس مبارك سلطانالسلاطين و خاقانالخواقين بندگان اعليحضرت ضلالله فىالارضين الملك العادل الباذل ، شاهنشاه اسلاميان پناه مُظفّرالدين - ابدالله دولته و سلطنته - باشكوه و تزئين است ، حضرت مستطاب اجل اكرم امجد افخم اعظم عالى بندگان آقاى حسين قليخان مخبرالدوله ، وزير كُلّ تلگرافخانههاى ممالك ايران كه اباً عن جدٍ در ترويج ارباب هنر و نشر كمالات و رواج معارف و عمليات ، مساعى مشكوره داشته ، جدى وافر و جهدى متكاثر دارند و اوقات ليل و نهارشان ، بعد از انجام مشاغل و مهمات وزارتى و شخصى مصروف مطالعه و جمع كتب است ، مُسودهء آن شاهزادهء بزرگ براى مطالعه و ضبط كتابخانه خودشان داشته در روزگار به يادگار باقى و برقرار بماند ، اين چاكرِ خود را احضار و امر فرمودند كه كاتبى را به جهت استكتاب و استنساخ آن انتخاب
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص٣١٨