تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دهكده بوده است ، ولى براى آن كه كه مسافت روز ورود به شهر كمتر بشود ، در اين دهكده منزل ننموده گذشتيم و به سمسكين رسيديم ، در طرف يسار واقع بود . جسرى ساخته بودند ، يك چشمه داشت و روى آن را سنگ فرش كرده بودند . در مبدأ و منتهاى پل ، در طرف يمين ، قبرستانى بود ، سنگهاى طولانى ومدور بر روى قبور نصب كرده بودند و در نزديك آبادى ، زنهاى دهكده مانند منزل سابق ، در سر راه طبقهاى نان آورده مى فروختند و از سمسكين خيابانى ساخته سنگفرش نموده بودند كه مردم عبور كنند . اگر آن خيابان نباشد ، در بارندگى و گل نمى توان از آن معبر عبور كرد ، ولى در چند جا ، سلسله خيابان خراب ومنفصل شده است . پنج ساعت به غروب مانده ، در سمت يسار ، طاحونه ديده شد كه بر اطراف آن ديوار كشيده بودند . دو ساعت به غروب مانده ، به نزديكى منزل رسيديم . اسم منزل را سلمس مى ناميدند . قريهء مزبوره در يمين جاده ، در خط شمالى واقع بود و پلى در برار داشت كه بايد از آن گذشته به منزل برسيم . تا به قرب پل حركت رو به مشرق شد و بعد از پل به جانب شمال غربى و آن پل پنج چشمه داشت و از پل به آن طرف ، زمين را در نهايت خوبى سنگ فرش نموده بودند . بعد از گذشتن از سنگفرش ، دو پل كوچك و يك پل بزرگ نيز ديده شد كه از روى آنها گذشتيم و در اين منزل چوبهاى تلگراف است كه تا شيخ سعدى كشيده اند و در يسار راه واقع است و محل اردو سنگها داشت كه از جنس سنگ پا بودند و سعيد پاشا مى گفت ، با اين همه سنگها ، زراعت اينجا تخمى صد تخم عمل مى آيد و اگر تخم ردى بد را نيز در اين اراضى بكارند ، طورى اصلاح مىشود كه سالهاى ديگر از همان تخم مى كارند و هواى اين منزل ملايم تر از هواى منازل ديگر بود .