حركت مىدهند ، دلوها به ميان چاه رفته پر مىشود و بيرون آمده به ميان حوضچه مىريزد و از آن حوضچه مجرايى به بركه گذاشتهاند كه آب از آن مجرى به ميان بركه مىآيد و بركه را پر مىكند . چاهى نيز ابراهيمپاشا در سمت غربى قرعه حفر نموده است كه بسيار بزرگ است و در اين قلعه و ساير قلاعى كه در عرض راه شام است ، غالباً قراول و عسكر است و عدد آنها به اختلاف است . در بعضى از قلعهها پنج نفر است و در برخى از قلاع ده نفر . در پارهاى قراول ندارند و خالى از سكنه است .
جمعه بيست و يكم نيم ساعت از دسته رفته حركت شد و هفت ساعت در حركت بوديم .
در ابتداى منزل ، حركت رو به جنوب بود ، بعد رو به جنوب غربى شد . امروز چهار گردنه طى كرديم . بعد از يك ساعت و سه ربع به گردنهء اولى رسيديم . نشيب و فراز داشت و بعد از گذشتن از گردنه ، حركت رو به مغرب شد و مسافت گردنه سه ربع ساعت بود . پس از آنكه گردنه را طى كرديم ، جبال يمين و يسار نزديك گشته و سه كوه در قرب جاده واقع بود . بعد از آن ، وسعتى در اراضى به هم رسيد و بعد از نيم ساعت ، گردينهء دوم نمودار شد . فراز و نشيب مختصر داشت . پس از آن اراضى مسطح گشت ، ولى سنگستان بود .
يك ربع كه حركت كرديم ، كوهها نزديكتر شدند . يك ساعت كه گذشتيم ، گردنهء چهارم نمودار گشت و سنگلاخ بود . حركت رو به جنوب شرقى بود ؛ بعد از آنكه به نشيب رسيديم ، به تنگهاى وارد شديم كه سه ربع ساعت مسافت آن بود و در آخر تنگهء مزبوره ، در سمت يمين آن ، قلعهاى در طرف مغرب واقع بود كه درب آن به سمت مشرق باز مىشد و بركهاى در پهلوى آن بود كه آبش سبز و كثيف بود ، بدان جهت بئر زمرد مىناميدند . اردو در آنجا افتاده ، در سمت يسار قلعه ، بركهاى بود ، آبى از باران در آنجا جمع شده ، صاف بود ، ولى آبش اندك و كفايت اردو را نمىنمود . از آب منزل ديروز همراه داشتند . در اين منزل ميوه ديده شد كه آن را لَوزالنبى مىگفتند ، مانند بادامِ تر پوست سبز داشت . وقتى كه پوست آن را مىكنند ، مغز آن مانند گلهاى پُرپر بود و در ميان هر پرى تخمى داشت ، مادامى كه نارس است رنگ مغز آن سفيد است ، وقتى كه رسيده شد ، رنگ آن زرد است ، اگر خلى بماند تيره مىشود .
شنبه بيست و دوم نه ساعت از شب گذشته از بئر زمرد روانه شديم و حركت رو به
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص١٦٧