نداشت و چون مسافت منزل فردا بعيد است ، امشب در اردوى شامى جار كشيدند الشيل بينالسبعه ! و مرادشان اين بود ، هفت ساعت از شب گذشته بايد حركت كرد .
سهشنبه هيجدهم از ديشب تا صبح سهشنبه در حركت بوديم و حركت غالباً رو به شمال غربى بود و وقت صبح و ظهر در دو جا عواف كرده و اراضى راه غالباً مسطح بود و در چند جا ، جبال يمين و يسار به هم نزديك شده از وسط آن عبور كرده به صحراى وسيعى وارد شديم كه يا ريگزار بود و يا سنگستان و يا اشجار گز و خار مغيلان داشت ، ولى خارهاى آن به سبب ترشح هوا سبز و خرم بودند و در عرض راه ، در سمت يسار ، تل بسيار مرتفعى ديديم كه مخروطىالشكل بود و خاك آن چنان نرم بود كه گويا با غربال و بيخته و بر روى هم ريخته بودند . دو ساعت راه به منزل مانده ، اراضى سنگلاخ شد و فراز و نشيب به هم رسانيد . يك ساعت به غروب مانده ، وارد منزل شديم و در حقيقت با عوافين شانزده ساعت از ديشب تا حالا راه رفتيم . اسم اين منزل را حَدره مىگفتند ، و فى اللغة الحدر الحط من علو الى سفل . چون در آخر اين منزل از بلندى به پستى مىآيند ، بدان جهت به اين اسم موسوم شده است . اردو را به جهت مجاروت با آب در دامنهء كوه ، در جايى انداخته بودند كه داراى درختان گز و خار مغيلان بود و همهء آنها سبز بودند و آب اين منزل هم آب باران بود كه از سيل جمع شده بود ، ولى صافتر از آب منزل ديروز بود . اينجا هم سابقاً منزلگاه نبوده است و منزل معمول ، هديه است كه در مسافت دو ساعت قبل از اين منزل واقع است . و در طرف يمين راه قلعهء مخروبه و بركهاى بود ، ولى به واسطهء آن كه بركهء آنجا آب نداشت از آنجا گذشته اينجا را منزل قرار دادند .
نزديك به صبح در اين منزل سيل آمد ، آب آن صاف بود ، مشكها را از اين آب پر كردند و از اين منزل تا قلعهء خيبر شش فرسنگ راه است .
چهارشنبه نوزدهم نيم ساعت به طلوع آفتاب مانده روانه شديم و حركت به جانب شمال غربى بود . وقت ظهر عواف شد . اراضى اين راه شش تنگه داشت . از اول منزل كه حركت كرديم تا نيم ساعت اراضى راه فراز و نشيب داشت ، ولى به سنگ و ريگ بود و اطراف آن كوه بود . بعد از آن كه از فراز و نشيب بيرون آمديم سنگلاخ شد ولى سنگهاى
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص١٦٥