منزل مىكنند . بعد از آن كه اين مسافت را طى كرديم به جلگهاى رسيديم كه در دامنهء كوه احد است . پيش از رسيدن به بقعهء حمزه ، در سمت يسار راه ، قبرستانى است ، در جلو آن ايوانى بود كه از آنجا به قبرستان وارد مىشوند . بعضى از شهداى احد در آنجا مدفونند ؛ آثار قبرستان نمودار بود ، ولى سنگ قبر و اسمشان معلوم نبود ، فاتحه خوانده گذشتيم .
قبرستان ديگر هم بالاتر از آن است و به مسافت قليلى پايينتر از بقعهء حمزه سيدالشهداء است . قبرستان طولانى است . اطراف آن را ديوار كشيده سفيد كردهاند ، ولى راهى به قبرستان نگذاردهاند . بقيهء شهدا در آنجا مدفونند و هيچيك سنگ قبر و اسمشان معلوم نيست . غزوهء احد در هفتم شوال سنهء سوم هجرت واقع شد . حمزهء سيدالشهدا به دست وحشى بن حرب ، غلام جبير بن مطعم شهيد شد . مصعب بن عمير حامل لواء و عبدالله بن جحش برادر زينب زوجهء حضرت رسول صلى الله عليه و آله و ذكوان انصارى و حنطلة بن ابىعامر غسيلالملائكه و جمع ديگرند و ليكن در مدينه جز حمزه و عبدالله بن جَحش كسى ديگر معروف نيست . بالجمله اول وارد بقعهء مباركه حمزه سيدالشهدا عليه السلام شديم . دهليزى داشت از آنجا داخل صحن شديم . بقعهء مباركه در سمت يسار درب صحن واقع است و شبيه به دو تالار تو در تو است كه يك شاهنشين در وسط داشته باشد . ضريح مباركه در بقعهء اول است و از دو طرف شاهنشين راهى به طرف بقعهء دوم است و در سمت يمين ضريح مبارك ، ضريح كوچكى است كه عقيل نام در آنجا مدفون و از اهل تسنن است .
بقعهء مباركهء حمزه را اول ملكاشرف بنا كرده ، بعد سلطان محمود تجديد عمارت نموده است و سلطان عبدالعزيز صحن آن را وسيع كرده است . بالجمله زيارت حمزه را خوانده و در محراب بقعهء دوم نماز بجا آورده بيرون آمدم . در سمت غربى بقعهء مباركه ، در بالاى سكو نمد انداختند ، چاى صرف شد . فقرا جمع شدند ، احسانى به عمل آمد . بعد سواره شده فاتحه به قبرستان بزرگ شهدا خوانده ، از آنجا به مسجدالثنايا « 1 » رفتيم كه دندان مبارك حضرت ختمى مآب صلى الله عليه و آله را در آن مكات عتبة بن ابىوقاص مكسور نموده است .
صحن كوچكى است و گنبدى دارد . به دورن آن رفته ، در محراب آن دو ركعت نماز خوانديم و اين مسجد ، بالاتر از بقعهء حمزه ، در شمالى آن واقع است . مسجدى
هامش
( 1 ) . در اصل به اشتباه : السنايا