و اخنت بن خضاعه « 1 » نيز در ميان آن است . پنجم بقعهء عقيل و سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب و عبدالله بن جعفر طيار و ابوهريره است . ششم بقعهء مالك است . هفتم بقعهء نافع مولى عبدالله بن عمر است . هشتم بقعهء عثمان ذوالنورين است . نهم بقعهء حليمهء سعديه است . دهم بقعهء ابوسعيد خدرى است . و بيتالاحزان نيز در قبرستان بقيع ، در پشت بقعهء ائمهء اربعه است ، بقعهء كوچكى است ، محرابى دارد و در سمت يسار ، ضريحى از چوب متصل به ديوار كردهاند ، رنگش سبز است و زمين درون ضريح ، حفره دارد ، گويند محل نشستن صديقهء طاهره عليها السلام همان موضع بوده است . و در خارج قبرستان نيز دو بقعه است كه اول آن بقعهء فاطمهء بنت اسد ، والده حضرت امير عليه السلام است كه از ديوار دور بقيع خارج است و ثانى آن بقعه صفيه و عاتكه دو عمهء پيغمبر صلى الله عليه و آله است ، صحنى دارد و بقعهء آن نزديك در صحن ، در سمت يسار است . بالجمله اول به زيارت ائمهء اربعه رفته ، خاضعاً و خاشعاً و باكياً مشغول زيارت شديم و بر روان آن بزرگواران تحيت و درود فرستاديم و شكر خدا را به جاى آوردم كه بحمدالله در چنين روزى كه روز عاشورا است به زيارت آستانهء مباركهء چهار امام عليهم السلام مشرف شدم . چون بوّابان بقعهء مباركه درب بقعه را بر روى حجاج مىبستند كه به ضرب و شتم پول گرفته در را باز كنند ، لهذا به آنها سفارش كرده نويد رعايت و نوازش دادم كه مانع حجاج نشوند و درب بقعه را در اين چند روز مفتوح بگذارند كه حجاج به آسودگى زيارت نمايند . آنها هم قبول نمودند و از قرارى كه مىگفتند كه چند نفر بوّاب هستند و جمعى عيار دارند و موظف نيستند ، اگر از جانب دولت در حق آنها وظيفه برقار شود هرگز مانع حجاج نمىشوند ، بلكه نزديك آنها هم نمىروند ؛ عمدهء تحصيل معاش آنها در تمام سال منحصر به موسم حج است . خلاصه از بقعهء مباركه بيرون آمده به بيتالاحزان رفتم و زيارت عاشورا را تماماً با لعن و صلوات در آن مكان شريف خواندم و چهار ساعت به غروب مانده به منزل آمدم و بعد از صرف غذا ، از بابالسلام وارد مسجد مبارك شده ، زيارت جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله را با حضور قلب به جار آوردم . نزديك اسطوانهء ابىلبابه
هامش
( 1 ) . در ميان اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله اين نام شناخته شده نيست . تنها از اخنس سلمى ياد شده است . مقايسه كنيد باالاصابه ، ذيل مورد .