تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

[ كارخانه قند ناصرالدين شاه در كاريزك ]

ناهار ظهر را در حسن‌آباد صرف نموديم . قرب چهار ساعت الا ربع به غروب ، از حسن‌آباد حركت كرديم . همه جا رانديم إلى قريه كاريزك كه كارخانه قندريزى مرحوم ناصرالدين شاه بنا نموده و يك مدت قليلى هم مشغول قندريزى بوده‌اند ، ولى حاليه ، كارخانه كار نمىكند و درهاى او بسته است .

[ زيارت حضرت عبدالعظيم حسنى ( ع ) ، مقصد ديگر كاروان حجاج ]

بارى ، گذشتيم ، قرب دو ساعت از شب گذشته ، وارد به حضرت عبدالعظيم شديم و امروز ، قرب سيزده فرسنگ رانديم . بارى ، منزلى گرفتيم ، شب را بعد از صرف چايى و غذا ، استراحت نموديم . صبح يوم جمعه ، بيست [ و ] هفتم ، از خواب برخاستيم . قرب يك ساعت [ و ] نيم از آفتاب گذشته ، حركت كرديم ، ولى چون امروز روز جمعه است ، اهالى طهران توسط شمندفر و مال و پياده به سمت حضرت عبدالعظيم به عنوان زيارت مىرفتند . بارى ، قرب ظهر بود [ كه ] وارد طهران شديم ، ولى درشكه و اتومبل زيادى در بين راه ديديم كه به سمت حضرت عبدالعظيم مىرفتند و ظروفات زيادى هم از طهران مىبردند . پرسيديم ، اظهار كردند كه چند نفر از آقايان طهران از سمت كربلا مىآيند و امروز وارد به حضرت عبدالعظيم مىشوند و حضرات [ 225 ] به استقبال مىروند و ظروف هم مىبرند از جهت تهيه ناهار و غذايى كه جهت مستقبلين فراهم نموده‌اند . بارى ، در ميان كوچه ، آقاى آقا سيد جلال ابن عم ، ما را ملاقات نمود ؛ به اصرار و به زور آمد در ميان سرايى كه احمال و اثقال ما بود ، توسط دوچرخه حمل نموديم ، ما را بردند به منزل خودشان ؛ چون خيال داشتيم منزل علىحده بگيريم ، ولى نشد .
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 291 | محمد تقوى قزوينى / محمد على باقر زاده