تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
صرف نموديم . زمان مراجعت اصرار نمودند كه بايد شب را هم بياييد . هرچه معتذر شديم ، قبول ننمود ، لابدّاً قبول نموديم ، آمديم بيرون . بعد از زيارت و گردش ، شب را رفتيم به منزل حاج سيد عباس ، بعد از صرف شام ، مراجعت به منزل نمودم خوابيدم . يوم يكشنبه ، هفدهم ، صبح از خواب برخاستم . كاغذى از جهت قزوين نوشتم ، بعد رفتم به زيارت حرمين شريفين ، مراجعت به منزل نمودم . [ 164 ] مجدّداً عصر را مشرف شدم به حرم . بعد از زيارت ، رفتم به گردش . شب را مراجعت به منزل نمودم . چون چند روز است كه متعلقه آقاى داداش حال ندارند ، كسالت دارند ، ولى الحمد لله امشب را بهتر مىباشند . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم . يوم يكشنبه ، هفدهم [ محرم ] ، صبح از خواب برخاستم . بعد از تشرف به زيارت ، رفتم به اتفاق آقاى داداش ، منزل آقاى آقا سيد حسن استرآبادى ، رفيق راه مكّه ، ديدنى از آقا نموديم ، مراجعت به منزل نمودم . عصر را رفتم گردش . شب را مراجعت به منزل نمودم ، بعد از صرف غذا خوابيدم . يوم دوشنبه ، [ هيجدهم محرم ] هم صبح از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى ، رفتم به زيارت حرمين ، ظهر مراجعت به منزل نمودم . عصر را هم رفتم زيارت حرم مطهر . شب را مراجعت به منزل نمودم ، بعد از صرف غذا خوابيدم . يوم سه‌شنبه ، نونزدهم [ محرم ] ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى رفتم به حرم . امروز را ظهر ميهمان بودم منزل يكى از كربلائىها ، رفيق و همسفر بين راه مكّه . رفتم در شهر نو ، منزل او ؛ ولى شهر نو بسيار خوش‌هوا و خوش‌منظره است ؛ هيچ نسبت به شهر كهنه ندارد . عصر را كه خواستيم بيرون بياييم ، به اصرار زياد كه بايد شب را هم بياييد . بارى ، بعد از زيارت حرمين ، شب رفتم منزل آن‌ها در ساعت چهار [ و ] نيم از شب
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 233 | محمد تقوى قزوينى / محمد على باقر زاده