چايى كه در واقع جاى باصفائى است و جاى بعضى از دوستان سبز بود ، مراجعت نمودم به حرم محترم حضرت حرّ . بعد از زيارت مراجعت نموديم به كربلا . تقريباً يك ساعت به غروب مانده بود ، بعد از مشرّف شدن به حرمين شريفين ، مراجعت به منزل نمودم . بعد از صرف غذا ، خسته بودم ؛ زودتر خوابيدم .
يوم جمعه ، پانزدهم محرم ، صبح از خواب برخاستيم . در خدمت آقاى اخوى رفتيم منزل آقاى حاج سيد محمدرضاى قزوينى به روضه . در واقع عجب مجلسى بود ! معنويتى داشت . فقط يك روضهخوان خواند ، نه مثل بعضى از مجالسهاى ايران كه روضهخوانهاى او لا تعدّ ولا تحصى است كه هم خود صاحب [ 163 ] روضه و هم مستمعين و هم صاحب اصل روضه كه حضرت سيدالشهداء ( ع ) باشد ، ملول و كسل شوند . در اين مجلس روضه ، كسى ملول و كسل نشد .
[ شايعه قتل زوّار بين كربلا و كاظمين ]
بعد از ختم روضه و صرف چايى ، آقايان كه تشريف بردند ، قدرى نشستيم ؛ بعد بيرون آمديم رفتم به حرمين . بعد از زيارت ، مراجعت به منزل نمودم ، ولى امروز شهرتى دارد كه در دو روز قبل چند عربانه از زوّار در بين كربلا و كاظمين [ را ] سارقين زدهاند و زوّارهايش را اذيت نموده و دو - سه نفر هم مقتول شدهاند و عسكر هم از جهت دستگير [ ى ] سارقين فرستاده است دولت ، ولى هنوز معلوم نيست كه چه نمودهاند . عصر را رفتم بيرون ، بعد از زيارت در حرمين شريفين ، مراجعت به منزل نمودم . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .
[ زيارتهاى مكرّر حرمين و ديد و بازديد از دوستان و مهمانىها و . . . ]
يوم شنبه ، شانزدهم ، صبح از خواب برخاستم ، بعد از مشرف شدن به حرم ، چون ناهار را در منزل حاج سيد عباس كربلايى رفيق راه مكّه ميهمان بوديم ، رفتيم ناهار را