كه از جمله واجبات حجّ تمتع است . دو ساعت الا كسرى از شب گذشته بود كه رسيديم به منى . نيت بيتوته را نموديم ، مانديم . چون خيلى خسته بوديم ، فوراً شام خورديم ، خوابيديم .
[ رمى جمرات سهگانه ]
[ 124 ] يوم شنبه ، يازدهم [ ذىالحجه ] ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، بعضى از آقايان تشريف آوردند چادر ما ، مراجعت نمودند . رفتيم جهت رمى جمرات . اول ابتدا از جمره اولى كه سمت منى و عرفات است نموديم . نيت نموديم [ و ] هفت سنگريزه انداختيم . بعد از انداختن ، رفتيم جمره وسطى ، نيت نموديم [ و ] هفت سنگريزه هم آنجا زديم .
بعد رفتيم جمره عقبه كه ديروز در آنجا رمى نموده بوديم و در سمت مكّه است . جمره عقبه ، اول از جمرات است كه از سمت مكّه مىآيند . آنجا هم نيت نموديم [ و ] هفت سنگريزه زديم ، آمديم منزل .
[ وصف شريف مكه ]
آقاى داداش رفتند تلگراف به قزوين نمودند و امروز عصر هم شريف سوار شد ، نائب به اتفاق پنجاه - شصت سوار در عقب و جلو او و از عقب هم يك نفر چتر زرنگارى بالاى سرش نگاه داشته بود و در دنبال خودش هم ، پسرش شريف على سوار بود ، مىرفت . رفت رمى جمرات نمود ، مراجعت نمود . رفت منزل و چادر چند نفر از حجّاج ، قهوه خورد ، ولى نشناختم آنها كه بودند .
از آنجا بيرون آمد ، پياده رفت ، [ . . ] خيمههاى خودش را در بالاى سكّويى زده بودند . خيمه بسيار بزرگ عالى بود و خيمههاى زيادى از اشخاص مربوط به خودش