در يمين و يسار اين كشتى بسته و وصل بوده كه به قوه آتش خانه اين كشتى و حركت او ، آن دو هم حركت مىكردند . در واقع پيرايهء اين جهاز بودند و تمام [ 64 ] شطّ را جمعا ره مىپيمودند و به كمال احتياط كشتى را مىبرد كه مبادا به وحل فرو رود چنان چه دو سه دفعه اتفاق افتاد كه با زحمت زياد كشتى را خلاص نمودند . در به دو جلوس ما در اين جهاز مخفّف يكى دو سه ليموى بسيار درشت خوردم . پس از بابت برودت هوا وغلبهء رطوبت كشتى فوراً مبتلا به اسهال سخت شدم . يك شبانه روز تمام قواى مرا به تحليل برد . چيزى از حياتم نماند . عاقبت به امداد الهى انار شيرين و ترياك رفعش نمود .
روز دوشنبه شانزدهم محرم كشتى دو سه جا قدرى وقوف نمود . ليله سه شنبه هفدهم رسيد به قصبهء عماره . تا نزديك سحر در آنجا توقف كرد . اعراب هرزه براى وسيله سرقت كه عادت داشتند در آن نيمه شب كه اغلبى از اهل كشتى در خواب بودند ، قدرى نان و گوشت وارد كشتى براى فروش نمودند ، ولى بحمدالله كه دستبردى نكردند . بعد از سحر كشتى راهى شد . فصل نهارى رسيد به قصبه كريت .
شب چهارشنبه هيجدهم رسيد به قريه معروفه به غرب على . در آنجا هم تهيه لوازم حاج به قدر ضرورت شد . در همان نواحى روز را مىآمديم كه زنانه ايلات اعراب بدوى نمك زيادى براى فروش در كنار شط به نزديك كشتى رساندند . از قرار هر يك من شاه ما ، يك قروش . ظاهرا حاج اعراب خيلى مشترى شد . يك نفر از حاج ترك كه از حال آن زنانه مسبوق بود از ميان باركش جهاز دست رسانيد .
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٨٩