مقارن صبح ثانى چنان آتش بازى در صحراى منى شد كه چشم هيچ اهل دولتى در مملكت خود نديده بود و چشم احدى از مراقبين آن صحرا به خواب نرفت . در صبح روز دوازدهم تا رمى عقبات ثلاث كه فريضه بود به عمل آمد . دو سه ساعتى از روز بالا آمد . آن وقت توپ اعلان حركت حاج به مكه صدا كرد . فرياد الرحيل بلند شد . وقتى كه بر كجاوه برآمديم به وسط قصبهء منى كه اوّل عقبات بود رسيديم . فشار تمام اين سفر را در آنجا از بابت تزاحم قطار اشتران محامل و تضايق معبر فراموش نموديم ، به درجهاى اجتماع راكب و مركوب سيما محامل و كجاوات اعراب متعصّب و عابرين هر طرف رسيد كه بدون اغراق قرب سه ساعت نجومى به علاوه از سه طريق و شكستن جهاز شتر و چوب محامل و انفصام مهار مركوب عمّا قريب كه جان لطيف جسم كثيف را از آن تضايق و تزاحم وداع گويد . تمام عابرين حيارى و سكارى نه قادر بر حركت نه قابل بر رجعت تا آن كه عساكر دولتى با هزار شكنجه و زحمت يك طرف را به قوّت قهريه مفتوح ساختند و تا نزديك ابطح قطارها به رديف نظامى جلو بردند . كم كم پس ماندهها هم به راحت از قصبهء منى خارج گرديدند . آن كشاكش و تزاحم كار را در تعطيلى قافله به جايى رسانيد كه اهل حاج آن مسافت يك فرسخ را تا به مكه رسيدن بعضى ضيقى كشانيد كه آن روز به غير از رفع خستگى و تجديد تنفّس كار ديگرى از طواف و سعى ممكن نگرديد .
آن شب را به راحت آرميديم . نماز صبح روز سيزدهم را در مسجد الحرام موفق شديم . طواف و سعى استحبابى هم به عمل آمد .
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٧٧