تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
عرفات به منى آوردند و كوبيدند ؛ لذا ما در آن شب در مشعر ميان ريگ بيابان بىچادر وخيمه افتاديم . بعد از اداى فريضتين جزئى تعشّى به عمل آمد . آن وقت تهيهء جمرات عقبات منى را كه تهيه‌اش از آنجا ورود دارد ، قرب هفتاد سنگ ريزه مخصوصه جمع نموديم و ذخيره كرديم . بعد حضرات رفقا در فراش خواب به راحت آرميدند . من بنده به تنهايى به احياء ليله در چنان مكان مقدس از بابت آن تأكيدات اكيده از معصوم موفق شدم و وقت را در چنان جايى غنيمت شمردم . به طلب حوايج دنيوى و اخرويه و مناجات با قاضى الحاجات ، و بعضى از نوافل پرداختم و به اين جهت وقتى كه آثار نسيم صبح شد از بابت احياء و برهنگى تصرّفى در وجودم حادث شد . فوراً پيچش و درد شكم و قولنج و اسهال آمد تا اندك زمانى به آن درجه شدّت كرد كه عرق ترس از جبينم ظاهر شد و از حيات خود قطع اميد نمودم و در ميان كجاوه دسترسى به چيزى نبود . دادرسى به غير از خدا متصور نه . هم كجاوه من هم جناب حاجى واعظ يك مجسمه محض در بىحالى ، بدتر از من به زحمت خود را ضبط كرده و متوسل به حضرت امام زمان - عليه السلام - شدم . [ 52 ] با آن همه قبض و بسط و فشار درد ، خوددارى نمودم . سه ساعت از آفتاب روز عيد سعيد اضحى بالا آمده وارد صحراى منى شديم . به مجرّد نزول از كجاوه رفقا بدون مكث و تأمل و پرداختن براى بنده كه محتضر بودم براى رمى عقبه كه از منزل تا آنجا تخميناً چيزى كمتر از ميل مسافت داشت رفتند و مرا تنها براى خود گذاشتند . ناچار با حشاشه جان تهيه يكى دو سه استكان چاى پر رنگ و بعضى