بحمدالله شد . ديگر در ساير منازل به ظاهر متعرّض نشدند ، اما دزدى در ميان حاج در وقت بار كردن مىنمودند .
[ ششم ذى حجه : ورود به مكه ]
در هر صورت به هر زحمت بود روز شش ذيحجه ، پنج ساعت بهغروب مانده ، وارد مكه شديم و عمل احرام عمرهء تمتع را به جا آورده ، با مطوّفها به بيت الله مشرّف شده ، هفت شوط نموده ، پس از آن ، هفت مرتبه سعى فيما بين صفا و مروه نموده و بعد قدرى از موى سر را مقراض كرده ، كه تقصير شد و مراجعت به منزل نموده ، احرام را برداشته ، لباس پوشيده شد .
باز مجدّداً در ترويه ، در منزليكه در مكه گرفته بودم ، غسل نموده ، براى حجّ تمتع احرام بسته ، به مسجد الحرام رفته ، هفت شوط نموده و در زير ناودان طلا ، كه مشهور به « ناودان رحمت » است ، رفته و طلب مغفرت از درگاه حضرت ربّ العزّه نموده و دعا به ذات ملكوتى صفات قبلهء عالم - ارواحنا فداه - كرده و بهطوريكه دستخط مبارك به حرمهء السلطنه ، براى انجاح مقاصد قلبيهء خودشان صادر فرموده بودند ، به همان تفصيل نموده و از ايام عمر مبارك و شكوه دولتايران از خداوند مسألت و در مقام حضرت ابراهيم - عليه سلام الله الملك المنّان - دو ركعت نماز خوانده ، معاودت به منزل كرد و شتر و كجاوه و غيره ، كه حاضر نموده بودند ، خود و حرمهء السلطنه و افخم السلطنه و كلفت زنانه و نوكرهاييكه بههمراه آورده بودم ، همه را برداشته روانهء منا شديم و شب در آنجا بيتوته نموده ، وقت طلوع آفتاب